با فضيلت به ملائكه . « 1 » او همين ديدگاه را در جاى ديگرى نيز تكرار مىكند . « 2 »
او در تفسير سورهء جن به جمع اقوال مىپردازد و مىگويد : علماى ما - خداوند رحمتشان كناد - عدهاى گفتهاند كه جنها اجسام عاقل و پنهانى هستند كه آتشين بودن بر آنها غلبه دارد . و برخى گفتهاند كه آنها ارواح مجرد هستند . او اين دو قول را منافى هم ندانسته و چنين بين آن دو را جمع مىكند كه آن را ارواح مجردى كه به عالم ماده نزديكترند ، جن ، و آنها كه به عالم روح نزديكترند ، ملائكهاند . او سپس به قول ديگرى اشاره مىكند و آن اين كه ملائكه نيز نفوس بشرى هستند كه مردهاند . از نظر او اين سخن نيز با موارد قبلى تناقضى ندارد ؛ چرا كه مىتوان چنين گفت كه آن دسته از نفوس بشرى كه به شر و عالم ماده و گناهان و بدىهاى آن نزديكترند ، جن ناميده مىشوند و آنها كه به عالم ارواح كاملا مجرد ، نزديكترند ، به ملائكه ملحق مىشوند . « 3 »
در اين جا بايد پرسيد كه آيا از نظر او جن و ملائكه ، مستقلا وجود ندارند كه ارواح بشر نيز پس از مرگ ، به تناسب خصوصياتشان به آنها مىپيوندند ، يا اين كه چنين نيست و در اصل ، جن و ملائكه چيزى نيستند جز ارواح انسانها پس از مرگشان . ما نتوانستيم از تفسير او توضيحى گويا بر اين مطالب بيابيم .
خصوصيات ملائكه
قرآن از خصوصيات ملائكه ، كم سخن گفته است . از اين موارد معدود نيز طنطاوى به تفسير لفظى اكتفا كرده است . در تفسير سورهء انفطار ،
« وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ »
را به ملائكه تفسير مىكند كه اقوال و اعمال ما را ضبط مىكنند . و چيزى بر آن نمىافزايد . « 4 »
آيهء اول سورهء فاطر ، از نمونههاى نادر است كه مفسر جواهر ، در تفسير آن ، توضيحاتى فراتر از الفاظ خود آيه داده است . در اين آيه ، خداوند متعال به فرشتگانش داشتن بالهايى ، دو تا و سه تا و چهار تا را نسبت مىدهد . طنطاوى در تبيين آن مىگويد : در جهان مادى ، بال جز بر آن چه بتوان با آن پرواز كرد اطلاق نمىشود ، اما در عالم ارواح ، بال توانايى و قدرت روحانىيى است كه موجب تمايز ملائكه از هم مىشود و
هامش
( 1 ) . همان ، ج 4 ، ص 148 .
( 2 ) . همان ، ج 17 ، ص 2 و 3 ؛ ج 2 ، ص 111 ؛ ج 24 ، ص 282 .
( 3 ) . همان ، ج 24 ، ص 276 و 277 .
( 4 ) . همان ، ج 25 ، ص 88 .