رشيد رضا در تفسير سورهء انعام توضيح مىدهد كه خداوند در آيات اين سوره نام چهارده پيامبر را برده است ، اما آنها را بر اساس تاريخ و زمان حياتشان مرتب نساخته است ؛ زيرا خداوند كتابش را به منظور هدايت و موعظه و نه نقل تاريخ ، فرو فرستاده است . همچنين آنان را به حسب فضايل و مناقبشان نياورده است ؛ چرا كه قرآن كتاب مناقب هم نيست . قرآن كتاب پند و تذكر است و با توجه به همين برداشت نيز وجهى براى ترتيب به كار رفته در اين سوره ، براى نام بردن اين چهارده پيامبر طرح مىكند . « 1 » از نظر عبد ه اسلوب قرآن ، عدم رعايت ترتيب ، حتى در خود يك داستان است . اين كتاب الهى ترتيبى را رعايت مىكند كه بيشترين تأثير را در شنونده بگذارد . « 2 » او در پاسخ كسانى كه به ترتيب داستان بنىاسرائيل و مسئلهء ورود به شهر و پيدا شدن دوازده چشمه اشكال كردهاند ، همين پاسخ را مىدهد و تأكيد مىكند كه هدف قرآن تاريخ نيست ، بلكه منظور آن پند و موعظه است . پس بايد ترتيبى را رعايت كند كه بيشترين تأثير را بگذارد و در تذكر دادن رساتر باشد . « 3 »
در اين جا نيز بايد دقت بسيار كرد . هر قاعده و مبنا و دليلى كه مىآوريم بايد به لوازم و توابع آن نيز توجه داشته باشيم . اگر معيار ما در تبيين مبناها تنها هدف قرآن كه پند و موعظه است ، باشد و آن را در تحليل بسيارى از ويژگىهاى قرآن كافى بدانيم ، اگر چه خود ، اين كار را نكرده باشيم ، اما راه را براى ديگران باز كردهايم تا پا را از اين هم فراتر بگذارند و با توجه به همين سخن ، داستانهاى قرآن را واقعى ندانند . بنا بر اين بايد دلايل ديگرى بياوريم يا حد و مرزى براى اين مبنا قرار دهيم تا لوازم باطلى را به دنبال نداشته باشند .
مفسران المنار ، در هر يك از سه مورد ، يعنى عدم تحديد ، عدم تفصيل و عدم ترتيب ، به توجيه و تحليل پرداختهاند . غير از مطالبى كه در هر مورد گفتهاند ، عبد ه وجه ديگرى را نيز بيان مىكند و آن اين كه پژوهشگران در تاريخ معتقدند كه امكان تحديد تاريخى براى برخى وقايع وجود ندارد و نيازى هم به آن نيست . همين قدر كافى است كه در هر موردى به دلايل و نتايج آن واقعه توجه كنيم بدون آن كه به تفصيل آن بپردازيم ،
هامش
( 1 ) . همان ، ج 7 ، ص 587 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 346 .
( 3 ) . همان ، ص 327 ؛ نيز ر . ك : ج 8 ، ص 342 ، 343 ، 501 ، 507 و 508 .