تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
نهى فرموده است . « 1 » رشيد رضا در جلد نهم المنار توضيح مىدهد كه نام حضرت موسى سيصد مرتبه در قرآن آمده است و هيچ پيامبر و فرمانروايى اين قدر نام او برده نشده است . و دليل آن را اين مىداند كه داستان حضرت موسى بيش از داستان‌هاى همهء پيامبران به داستان آخرين آنها ، محمد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله شبيه است ؛ چرا كه شريعت او نيز دينى و دنيوى است و خداوند به دست او امتى بزرگ و داراى قدرت ، حكومت و تمدن به وجود آورد . « 2 » از نظر او حكايت حضرت نوح و پسرش به ما مىآموزد كه ايمان و عمل صالح به نسب و وراثت ارتباطى ندارد و خداوند مردمان را به ايمان و اعمالشان جزا مىدهد نه انسابشان . همچنين اين داستان نكوهش و درسى براى اشراف جاهلى است كه به نسبشان مغرور بوده و از پذيرش سخن خداوند سر باز مىزدند . « 3 » از نظر عبد ه ، قرآن ماجراى مسخ شدن را نقل مىكند ، اما به جزئيات آن نپرداخته و زمان و مكانش را مشخص نمىكند و آن را پندى براى متقين و فاسقان قرار مىدهد تا به حدود الهى نزديك نشوند و به آن تعدى نكنند . « 4 » او همچنين در داستان حضرت ابراهيم و پرندگان از اين كه خداوند با وجودى كه خود آگاه است ، از حضرت ابراهيم مىپرسد :
« أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ »
« 5 » چنين استنباط مىكند كه گويا در اين داستان به انسان گفته مىشود كه ايمان به اين راز الهى و پذيرفتن آن به صرف خبر وحى و دلائل و شواهدى كه خداوند براى آن اقامه كرده ، نهايت چيزى است كه از بشر خواسته شده است . در اين بيان خداوند ، هشدارى است براى عموم مؤمنان كه آنان را از تفكر در چگونگى خلقت و پرداختن به امورى كه به خداوند اختصاص دارد ، منع مىكند . « 6 » از نظر رشيد رضا خداوند داستان خلقت اوليهء بشر را براى ما حكايت مىكند تا چگونگى فطرتمان را به ما بنماياند و وجوب شكر و طاعتش را در تزكيه كردن آن و پيراستن غرايزش بيان كند . « 7 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 345 . ( 2 ) . همان ، ج 9 ، ص 37 . ( 3 ) . همان ، ج 12 ، ص 86 و 87 . ( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 344 . ( 5 ) . آيا ايمان مىآوردى ؟ ( 6 ) . المنار ، ج 3 ، ص 54 . ( 7 ) . همان ، ج 8 ، ص 352 - 354 .