مىگويد : « مكررا بيان كرديم كه رويدادهاى تاريخى و ثبت وقايع و زمان و مكان آنها از اهداف قرآن نيست » . « 1 » و در جاى ديگر مىگويد : تاريخنگارى مقصود قرآن نيست ؛ چون مسائل آن از آن جهت كه تاريخ است از مطالب مهم دينى به شمار نمىرود . دين به تاريخ با چشم عبرت مىنگرد و بس . . . . « 2 »
بنا بر اين ، هدف قرآن از ياد كردن امتهاى گذشته ، عبرتآموزى و پند دادن و بيان سنتهاى خداوند در بين امتها و اقوام و قوّت قلب بخشيدن به خاتم الرسل - عليه الصلاة و السلام - است . همانگونه كه در آيات علمى نيز هدف ، نشان دادن قدرت ، حكمت و رحمت خداوند بود . « 3 »
همچنين اگر قرآن داستان گذشتگان را باز مىگويد ، از اين رو است كه اين داستانها اصول دين و مبانى اصلاح را مىنمايانند . « 4 » همچنين نعمتهاى خداوند را در پيوند با علتهايشان بيان مىكنند تا مردم در طلب آن بكوشند . و نقمتهاى خداوند را با علتهايش باز مىگويند تا از آن بپرهيزند . « 5 » رشيد رضا در جلد نهم المنار مىنويسد :
اين سنت قرآن كريم است كه عقايد را با دلايلش ، احكام را با تأييد علتها و حكمتهايش ، و داستانها را مقرون به جهات عبرت و پند آن و سنتهاى حاكم بر اجتماع ، بيان مىكند . « 6 »
با توجه به اين نگرش ، مفسران المنار ، به تبيين حكمتها و درسهاى اين داستانها مىپردازند . البته تأكيد آنان بر هدفدارى داستانها ، بيش از بيان آنها از اين اهداف است . اين جنبه از داستانها بعدها توسط مفسرانى كه پس از آنها آمدند پرورده شد و به صورت يكى از مهمترين بخشهاى تفسير داستانها درآمد .
از نظر عبد ه ، خداوند داستان بقره را باز مىگويد تا نافرمانى و قساوت بنى اسرائيل ، مايهء عبرت قرار گيرد و بدانيم كه موشكافى بيش از حد در دين و پيجويى مصرانه ، سختگيرى بيشتر در احكام را موجب مىشود و لذا خداوند از كثرت سؤال
هامش
( 1 ) . همان ، ج 12 ، ص 101 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 279 ؛ نيز ر . ك : ج 1 ، ص 327 و 399 ؛ ج 9 ، ص 70 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 212 .
( 4 ) . همان ، ج 12 ، ص 101 .
( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 327 .
( 6 ) . همان ، ج 9 ، ص 140 ؛ نيز ر . ك : ج 8 ، ص 59 ، ص 343 و 344 .