مفسران المنار در تفسير آيات 49 و 50 سورهء بقره « 1 » موضوع آنها را امرى ممكن دانسته ، تصريح مىكنند كه شرط پايبندى به ظواهر آيات ، در امور خارق عادت ، اين است كه از ممكنات باشد . « 2 »
ب - از آن جا كه اصل به وجود آمدن همهء پديدههاى اين عالم ، از طريق نظام علّى ، عادى است ، پذيرفتن هر خبرى بر خلاف آن به اقامهء دليل نيازمند است . بنا بر اين ، در روايات ، تنها به مواردى مىتوان استناد كرد كه صدور آن از معصوم قطعى باشد .
رشيد رضا در تفسير داستان لوط ، به پارهاى روايات اشاره كرده ، آنها را از جملهء اسرائيليات مىخواند و توضيح مىدهد كه چنين سخنانى بر مطالبى مبتنى است كه علم آنها را تكذيب مىكند . سپس در پاسخ به نقد خود ، با اشاره به ممكن بودن اين امور از نظر عقلى ، به اين كه دانستههاى علمى ، مبناى پذيرش در اين موارد قرار گيرد ، اشكال مىكند . او باز هم به اين نقد نقد ، پاسخ مىدهد و مىگويد :
شرط اول براى پذيرش روايتى كه دربارهء واقعهاى آمده است كه بر خلاف قوانين و نواميس الهى براى به وجود آمدن و از بين رفتن ، روى داده است ، اين است كه روايت يا وحى الهى باشد كه به تواتر يا به سند صحيح با أسناد متصل و با حداقل شذوذ و اشكال از معصوم نقل شده باشد . « 3 »
وى در جاى ديگر نيز مىپذيرد كه اگر روايت صحيح باشد براى توضيح قرآن از آن استفاده مىشود . اما خود قرآن ، اگر چه صدور آن از وحى به تواتر قطعى است ، تفسير آن محل اختلاف است . در اين موارد نيز اصل ، حمل بر غير معجزه است مگر آن كه :
1 . دلالت قطعى باشد و تأويل خارج از محدودهء لغت و تحكم به شمار آيد يا اين كه دلالت قطعى نباشد ، اما ظاهر اين گونه حكم كند و معارضى نباشد .
2 . تأويل موجب نقض يكى از قواعد قطعى شرعى شود . « 4 »
مفسران المنار ، در تفسير خوارق عادات ، هيچ يك از معجزات پيامبران را كه نشانهء صدق رسالتشان بوده است ، تأويل و انكار نكردهاند . در تفسير اژدها و يد بيضاى
هامش
( 1 ) .وَ إِذْ نَجَّيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَ فِي ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ .( 2 ) . المنار ، ج 3 ، ص 49 .
( 3 ) . همان ، ج 12 ، ص 138 و 139 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 343 - 345 .