او سپس اين سخنان را ردّى بر گفتار متكلمان تلقى مىكند كه سحر را از جملهء خرق عادات و هم سنخ با معجزات انبيا و كرامات اوليا مىدانند و از اين نكته غفلت كردهاند كه سحر ، فنى است كه با تعليم فراگرفته مىشود . « 1 » در تفسير داستان هاروت و ماروت ، در سورهء بقره نيز تأكيد مىكند كه حكايت قرآن تأييدى بر باور مردم دربارهء سحر نيست . « 2 »
بنا بر اين هيچ مستندى دينى براى اثبات خارق عادت بودن سحر وجود ندارد .
و نه تنها معجزه و سحر امورى متباين هستند ، كه اثبات يكى توسط قرآن ، مستلزم اثبات ديگرى نيست ، بلكه ديگر آيات قرآنى هم بر آن دلالت ندارند . مفسران المنار در بحث از معجزات ، به تقسيمبندىهاى متعددى اشاره مىكنند ، « 3 » از فرق معجزه و كرامت سخن مىگويند و آيات و نشانههاى خداوند را به عمومى و استثنايى ، غيب را به حقيقى و اضافى و خرق عادت را به حقيقى و غير حقيقى تقسيم مىكنند . « 4 » همچنين معجزات انبيا را در دو دسته جاى مىدهند :
الف - آنهايى كه به طور طبيعى و بر اساس نظام علّى هم واقع مىشوند ، با اين تفاوت كه در اين موارد ، علتى غيرمادى داشتهاند ؛ مانند معجزات حضرت عيسى در شفا دادن امراض .
ب - آنهايى كه در نظام جارى در طبيعت ، مشابهى ندارند ؛ مانند معجزات حضرت موسى ، كه اين موارد در نظر مردم ، بزرگتر و مهمتر جلوه مىكنند . « 5 »
از نظر رشيد رضا ، معجزات پيامبران بر سه امر دلالت دارند و در واقع با اين اهداف عرضه شدهاند :
1 . آنها دليل بر اختيار خداوند هستند كه تمام هستى و نظام آن ، تسليم ارادهء او و خاضع در برابر او است .
2 . آنها نشانهء صدق رسالت هستند .
3 . ديدن آنها عقل بشر را به وسعت دايرهء ممكنات رهنمون مىشود و به آن
هامش
( 1 ) . همان ، ج 9 ، ص 45 و 46 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 399 .
( 3 ) . همان ، ج 11 ، ص 227 .
( 4 ) . همان ، ص 223 ، 224 و 225 .
( 5 ) . همان ، ص 231 .