تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
در پيش مىگيرند ، به هر خواننده‌اى چنين القا مىكند كه ايشان معجزه و خرق عادت و هر امر غيبى ديگر را قبول نداشته ، نگرشى مادى به جهان هستى دارند ؛ اما بايد توجه داشت كه عبد ه و در كنارش رشيد رضا به طور كلى در تفسير و در خصوص اين مورد ، در بحث از معجزات ، در برابر دو گروه موضع مىگيرند : از يك سو با جريان الحاد مادى گرايان و تهمت‌هاى علم باوران مىستيزند . و از سوى ديگر در رفع خرافه‌پرستى و كج انديشى دينداران مىكوشند يا دست كم بر اين ادعا و شعار ، پاى مىفشارند . غفلت از اين عامل تعيين كننده ، موجب مىشود تا در برابر سخنان به ظاهر متناقض آنان متحير بمانيم و از قضاوت درست دربارهء نظرياتشان درمانده شويم . بايد توجه داشته باشيم كه همين مبارزه است كه بحث‌هاى آنها را شكل مىدهد و برخوردشان را معنا مىبخشد . با اين شناخت ، طرح سخنانشان را دربارهء اين موضوع پى مىگيريم . مفسران المنار در برابر افكار مادى مسلكان ، به دو دليل براى اثبات وقوع معجزه استناد مىكنند : اول آن كه را از نظر عقل جايز مىشمارند ؛ زيرا نه مستلزم اجتماع نقيضين و نه ارتفاع آن است . بنا بر اين از نظر عقلى محال نيست . « 1 » دوم آن كه برخى اعمال غير عادى كه به دست مرتاض‌ها و بر خلاف قوانين عمومى حيات صورت مىگيرد ، بطلان سخن آنان را ، كه به استناد عموميت قوانين طبيعت ، منكر معجزات هستند ، مىنماياند . علاوه بر اين كه علم با دست‌يابى به دانش‌ها و شناخت‌هاى جديدى كه در صورت عرضه بر گذشتگان ، خرافه و محال ناميده مىشد ، گواهى روشن بر نادرستى استدلال براى غير ممكن و عجيب بودن يك پديده ، براى انكار آن است . « 2 » از آن جا كه روى سخن تفسير المنار با مادى گرايان است ، تنها به طرح امكان عقلى و عملى معجزه اكتفا مىكند و بحث‌هاى فلسفى را دربارهء رابطهء پديده‌ها با علل مادى و غيرمادى و جايگاه معجزه و آورندهء آن در اين نظام وامىگذارد . اما از اشارهء بسيار اجمالى ، كه در چند مورد شده ، مىتوان دريافت كه : الف - وقوع يك پديده از طريق نظام علّى ، مانع از آن نيست كه مشيت و حكمت
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان ، ج 11 ، ص 230 - 233 .