به گذشتگان مثال مىزند كه اگر كسى با آنان از ميكرب سخن مىگفت يا آنان را از وسايل برقى ، مانند تلفن و تلگراف ، با خبر مىساخت ، قطعا او را ديوانه مىانگاشتند و سخنش را محال تلقى مىكردند ، حال آن كه همهء آن چه ديروز در تصور بشر نمىگنجيد ، امروز صورت واقع به خود گرفته است . « 1 »
رشيد در موارد ديگر نيز سخنانى مشابه را تكرار مىكند ؛ « 2 » مثلا در بحث از « تمثل ملائكه » مىگويد : اگر ديروز ، در اين مورد تنها مىتوانستيم بگوييم كه چون امرى است ممكن و نيز پيامآورى صادق از آن خبر داده ، پس بايد پذيرفت ، امروز ديگر هيچ يك از اخبار ( غريب ) عالم غيب نيست ، مگر آن كه علوم طبيعى ، آن را به عقل و حس نزديك ساخته است . « 3 » او در تبيين موضع ملائكه در برابر آفرينش انسان ، يعنى اعتراض و سپس تسليم و پذيرش نيز از پيشرفت علوم مدد مىگيرد . « 4 »
اما بايد گفت كه تعريف رشيد رضا از عالم غيب ، مبهم و بىفايده است . او وجه تمايز عالم غيب را از شهادت در لطيفتر بودن آن مىداند ، اما تعريفى كه از مادهء لطيف ارائه مىكند و به هوا مثال مىزند ، به هيچ عنوان كافى و قانعكننده نيست . از نظر علم طبيعى ، بين آب و هوا ، در ماده بودن هيچ تفاوتى وجود ندارد ، همانگونه كه بين ميكرب و ساير جانوران ، از حيث جاندار بودن تفاوتى نيست . لذا بنا بر اين تعريف ، عالم غيب و شهادت يكى هستند و ملائكه و جن نيز موجوداتى هم سنخ تمامى جانداران ديگرند .
در برخى داستانهاى قرآن ، ملائكه در زمرهء شخصيتهاى آن آورده شدهاند .
در واقعهء جنگ بدر ، از امداد ملائكه و فرار شياطين سخن به ميان آمده است .
در تفسير آن ، برخى از سيرهنويسان آوردهاند كه ملائكه در روز بدر ، در كنار مسلمانان جنگيدهاند ؛ اما از نظر مفسر المنار در قرآن نصى دال بر اين كه ملائكه عملا در جنگ شركت كرده باشند وجود ندارد ، بلكه يارى آنها در اطمينان بخشيدن و به صبر و پايدارى و استقامت فراخواندن ، تجلى مىيابد ، « 5 » همانگونه كه نقش شياطين نيز به
هامش
( 1 ) . همان ، ص 366 .
( 2 ) . همان ، ج 7 ، ص 319 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 220 .
( 4 ) . همان ، ص 255 - 257 .
( 5 ) . همان ، ج 4 ، ص 112 .