حال آن كه نزد مسلمانان عالمى غير مادى وجود ندارد . و از اين رو ، ملائكه و جن را اجسامى لطيف مىدانند . « 1 »
رشيد رضا به رواياتى اشاره مىكند كه بيمارى طاعون را به جن نسبت دادهاند . او به استناد كشفيات علمى ، مراد از جن را در اين روايات همان ميكروب طاعون مىداند و سخن قدما را كه گفتهاند : جن انواعى دارد كه حشرات از جملهء آنهايند ، مؤيدى براى اين نظريهء خود تلقى مىكند . « 2 »
رشيد رضا حكم اين آيه را كه در وصف شيطان آمده
« إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ »
به ملائكه نيز تعميم داده ، مىگويد كه بشر در حالت عادى توانايى ديدن ملائكه و جن را ندارد ؛ زيرا توان ديد او محدود است و تنها قادر به ديدن برخى موجودات عالم است ؛ مانند آب و هر جسم رنگىيى كه از آن متراكمتر باشد ، بر خلاف اجسامى مانند هوا كه از آب لطيفتر هستند . او عالم غيب را نيز ، كه ملائكه و جن به آن تعلق دارند ، از همهء اين موارد لطيفتر مىداند « 3 » و براى توضيح مسئلهء « تمثل » تغيير شكل آنها را به تغيير شكل آب تشبيه مىكند كه همان گونه كه آب بر اثر گرما و سرما به صورتهاى مختلف ، بخار لطيف و متراكم ، مايع سيال ، برف و يخ در مىآيد ، ملائكه نيز مىتوانند از جسم لطيف ، به صورت جسم متراكم درآيند . « 4 »
مؤلف تفسير المنار ، به مناسبتهاى گوناگون ، به يافتههاى جديد بشر ، به ويژه دربارهء كشف ميكرب اشاره مىكند . او عمل شياطين را در نفس بشر به عمل ميكرب در بدن انسان تشبيه مىكند و يكى را « جنة الشياطين » مىخواند و ديگرى را « هذه الجنة التى يسميها الاطباء الميكروبات » مىنامد . « 5 »
همچنين در اعتراض به كسانى كه منكر وجود جن و شيطان ، تنها به اين دليل هستند كه آنها را نمىبينند ، به پيشرفت دانش بشر استناد مىكند كه اگر اين سخن مبنايى استوار و عقلايى داشت ، هيچ عاقلى به تحقيق دربارهء ناشناختههاى طبيعت نمىپرداخت و ميكرب و برق كشف نمىشد . او براى توصيف بىاساس بودن انكار اين گروه ،
هامش
( 1 ) . همان ، ج 7 ، ص 316 و 317 .
( 2 ) . همان ، ص 319 .
( 3 ) . همان ، ص 316 ؛ نيز ر . ك : ج 3 ، ص 308 .
( 4 ) . همان ، ج 7 ، ص 316 .
( 5 ) . همان ، ج 8 ، ص 364 و 365 .