ندارد : خداوند متعال در آيات متعددى پديدهها و وقايع را به خود نسبت مىدهد . آيا اين بدان معنا است كه در وقوع اين گونه امور ، علل طبيعى نقش نداشتهاند ؟ مفسران نمونه در تفسير آياتى كه حفظ پرندگان در آسمان را به خداوند نسبت مىدهد ، مىنويسند :
درست است كه خاصيت طبيعى بالها و عضلاتى كه در آن آفريده شده و شكل مخصوص پرندگان و ويژگىهايى كه در هوا موجود است ، دست به دست هم داده و به پرندگان امكان پرواز مىدهند ، ولى چه كسى اين شكل و خواص را آفريده ؟ . . . و اگر مىبينيم اين امور به خدا نسبت داده مىشود به خاطر همان است كه سرچشمهء آن از او است . و اين تعبير كه خواص اسباب و علل را به خدا نسبت مىدهد در قرآن فراوان است . « 1 »
بر همين اساس نيز در تفسير آياتى كه خداوند در آنها از خلقت انسان سخن مىگويد و آفرينش او را از گل به خود نسبت مىدهد ، وجود وسائط طبيعى در پيدايش او را منكر نمىشوند و تعبير قرآن را دال بر خلقت دفعى يا غير عادى او نمىدانند . « 2 »
3 - تعبير ، حكايت از مقام حال است نه مقال : در قرآن كريم ، نه تنها انسانها به سخن آمدهاند ، بلكه آسمان و زمين ، پرنده و چرنده ، دست و پا حتى جهنم نيز لب گشوده است تا حقايق را باز گويد . مفسران نمونه ، گفتگو با آسمان و زمين را كه در قرآن حكايت شده ، مجازى دانستهاند و آن را قالبى براى بيان مراد قلمداد نمودهاند :
جملهء
« فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً » . . .
به اين معنا نيست كه واقعا سخن با لفظ گفته شده باشد ، بلكه گفتهء خداوند همان فرمان تكوينى و ارادهء او برابر آفرينش است . . . . « 3 »
4 - حكمت گزيدن موارد : خداوند متعال ، در كتاب خود مكررا بشر فراموش كار طغيانگر را با ذكر شگفتىهاى خلقتش به عظمت و قدرت و حكمت خويش يادآور مىگردد و با برشمردن نعمتهاى بيكرانش او را به پروردگار مدبر و مهربانش متذكر مىشود . آن چه در اين آيات ، توجه خواننده را به خود جلب مىكند ، آن است كه
هامش
( 1 ) . همان ، ج 10 ، ص 339 ؛ نيز ر . ك : ج 15 ، ص 125 ؛ ج 26 ، ص 147 و 148 .
( 2 ) . ر . ك : بحث خلقت انسان در همين مقاله .
( 3 ) . همان ، ج 20 ، ص 228 .