تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
آيا مفهوم وضع جديد ، اين نيست كه دوران شيطنت و كهانت و فريب پايان گرفته و شب تاريك جهل به پايان رسيده و آفتاب عالمتاب وحى و نبوت طلوع كرده است ؟ « 1 » سپس مىافزايند : . . . مؤمنان جن قاعدتا بايد فهميده باشند كه ممنوعيت از استراق سمع كه با ظهور پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله مقارن بوده ، مقدمهء هدايت انسان‌ها و برچيده شدن دستگاه كهانت و خرافات ديگرى مانند آن است و اين چيزى جز اعلام پايان يك دورهء تاريك و آغاز دورانى نورانى نمىتواند باشد ؛ اما از آن جا كه جن به مسئلهء استراق سمع دلبستگى خاصى داشت هنوز نمىتوانست باور كند كه اين محروميت يك نوع خير و بركت است و گرنه روشن است كه كاهنان در عصر جاهليت ، با اتكا به همين مسئلهء استراق سمع ، سهم بزرگى در گمراه ساختن مردم داشتند . « 2 » در نهايت شايد بتوان برداشت مفسران نمونه را چنين خلاصه كرد كه ايشان در اصل ، معتقد به مجازى بودن تعبير در اين آيات به منظور تشبيه معقول به محسوس هستند غير آن كه به تفصيل به بيان نظر خود نپرداخته‌اند و آن را با تمام جزئيات آيات تطبيق نداده‌اند .

شيوهء بيان قرآن

خداوند بر سلسلهء طولانى نبوت ، با اندكى بيش از صد سوره ، در كتابى نه چندان قطور ، مهر پايان زده است . اما اين كتاب نه چندان بزرگ ، تمام سرمايهء هدايت بشر است ، آخرين سروش غيبى است ، كامل‌ترين رهنمود انسان‌سازى است و خدشه ناپذيرترين پيام‌آور سعادت ابدى است . بر انسان است كه در فهم آن بكوشد ، در ايمان به آن ، جان و روحش را گرو گذارد و در عمل به آن ، تمام توان و سرمايه‌اش را وقف نمايد . آن چه مىتواند ما را در درك بهتر اين كتاب گران‌قدر يارى رساند ، شناخت شيوه‌اى است كه در بيان مطالبش پيش مىگيرد و روشى است كه در ارائهء آنها دنبال مىكند .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 25 ، ص 111 . ( 2 ) . همان ، ص 113 .