تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
آن حكيم مطلقى كه اين كتاب الهى را فروفرستاده و هر كلمه و حرف آن را در جاى مناسب خود قرار داده است و در وراى هر تعبير و استعاره و تكرارش ، حكمتى نهفته است ، با چه معيارى اين موارد را از موارد بيشمار موجود ، براى ذكر ، برگزيده است . آيا در آفرينش آنها ، ويژگىيى نهفته بوده كه آن را از بقيه جدا مىساخته است ؟ آيا تنها به عنوان نمونه انتخاب شده‌اند ؟ در اين صورت ، بر چه اساسى ، آيا چون براى عموم بشر ملموس‌تر و آشناتر بوده است يا دلايل ديگرى در پس اين گزينش نهفته است ؟

الف - ذكر نمونه :

در آن جا كه خداوند متعال فوايد نعمت‌هايش را برمىشمارد ، مفسران نمونه تصريح مىكنند كه اين موارد ، تنها اندكى از آثار فراوان آن نعمت‌ها است و در واقع ، تعبير آيه ، مفيد انحصار نيست . ايشان در ذيل آياتى كه از دريا و نعمت‌هايش سخن مىگويد ، مىنويسند : البته فوايد دريا منحصر به مسائل فوق نيست و قرآن نمىخواهد آن را در اين گونه امور محدود سازد . . . . « 1 » و در جاى ديگر توضيح مىدهند : درست است كه در اين دو آيه ، تنها همين سه منفعت بزرگ براى نزول باران ذكر شده ، ولى بدون شك منافع باران منحصر به اينها نيست . « 2 »

ب - برخوردارى از صفات ويژه :

آيهء 68 سورهء نحل ، از وحى به زنبور عسل حكايت مىكند . مفسران نمونه از اين كه اين تعبير ، تنها دربارهء زنبور عسل استفاده شده است ، نتيجه گرفته‌اند كه اين حشره از ديگر حيوانات متمايز است : در اين جا اين سؤال پيش مىآيد كه غرايز و يا الهام غريزى ، منحصر به زنبوران عسل نيست و در همهء حيوانات وجود دارد ، چرا تنها در اين جا اين تعبير آمده است ؟ اما با توجه به يك نكته ، اين سؤال روشن مىشود و آن اين كه امروز كه زندگى زنبوران عسل دقيقا از طرف دانشمندان مورد بررسى عميق قرار گرفته است ، ثابت شده است كه اين حشرهء شگفت‌انگيز ، آن چنان تمدن و زندگى اجتماعى شگفت‌انگيزى دارد كه از جهات زيادى بر تمدن انسانى و زندگى اجتماعى او پيشى گرفته است .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 18 ، ص 206 . ( 2 ) . همان ، ج 26 ، ص 28 .