تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
باز هم از پايگاه اين زمين به جهان مىنگرد . اكنون بايد پرسيد كه در كل هستى ، با هزاران خورشيد بس عظيم‌تر از خورشيد ما ، با اجرامى كه حتى در خيال نيز قادر به تصور آنها نيستيم ، با دنياهاى بسيار شگفت و باور نكردنى ، آيا خداوند آن جا كه در قرآن به توصيف هستى مىپردازد و از ستارگانى با قسم خوردن به عظمت ياد مىكند و خورشيد و ماه را بزرگ مىشمارد ، از چه منظرى به توصيف آنها مىپردازد ؟ از منظر بشر خاكى ، كه از روى زمين به آنها مىنگرد يا از منظر كسى كه از وراى اين سياره ، جهان را نظاره مىكند ؟ مفسران نمونه ، در تفسير آيات سوره تكوير ، آن جا كه مىفرمايد :
« فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ ، الْجَوارِ الْكُنَّسِ . . . »
، بيان مىكنند كه به اعتقاد بسيارى از مفسران ، در اين سوگندها به پنج سيارهء منظومهء شمسى اشاره شده است كه با چشم غير مسلح ديده مىشوند . و توضيح مىدهند كه سيارات اين منظومه منحصر به اين پنج سياره نيست ؛ اما آن سه سيارهء ديگر ، تنها با دوربين‌هاى نجومى قابل مشاهده‌اند . « 1 » ايشان يكى از علل تأكيد قرآن بر ستارهء « شعرى » را نيز اين مىدانند كه درخشنده‌ترين ستارهء آسمان است « 2 » و البته روشن است كه اين پديده ، تنها از ديد بشر ، چنين است نه در واقع ، از نظر صاحبان تفسير نمونه ، آن جا كه قرآن از برج‌هاى آسمان ياد مىكند ، اشاره به منزلگاه‌هاى خورشيد و ماه دارد . و توضيح مىدهند كه : به تعبير دقيق‌تر ، هنگامى كه ما از كرهء زمين به ماه و خورشيد نگاه مىكنيم ، در هر فصل و موقعى از سال ، آنها را در مقابل يكى از صورت‌هاى فلكى . . . مىبينيم و مىگوييم : خورشيد ، مثلا در برج حمل يا ثور يا ميزان و . . . است . « 3 » همچنين ايشان آيهء 40 سورهء يس را كه در آن آمده است كه خورشيد هرگز در حركت خود به پاى ماه نمىرسد ، تفسير كرده و در توضيح بيانات خود آورده‌اند : از آن چه گفتيم روشن مىشود كه منظور از حركت خورشيد ، در اين بحث ، حركت آن به حسب حس ما است . جالب اين كه اين تعبير حتى بعد از آن كه به ثبوت رسيده كه . . . خورشيد حركت نمىكند . . . نيز به كار مىرود . . . . اين
هامش
( 1 ) . همان ، ص 189 و 190 . ( 2 ) . همان ، ج 22 ، ص 562 . ( 3 ) . همان ، ج 11 ، ص 40 و 41 .