تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
« قرآن در بيان مطالب علمى ، چگونه سخن گفته است ؟ » اين سؤالى است كه كوشيده‌ايم پاسخش را در بيان مفسران نمونه بيابيم و روشن سازيم كه از ديدگاه آنان اين موضوعات از چه منظرى توصيف شده‌اند ، بر چه اساسى انتخاب گشته‌اند و چگونه ( اجمالى يا تفصيلى ، كلى يا جزئى ) ارائه شده‌اند ؟ گرچه ممكن است در پاره‌اى جهات ، آن چه بدان دست يافته‌ايم بسيار اندك باشد ، اما همين كم را نيز مغتنم شمرده‌ايم . 1 - جمع معانى ( استعمال لفظ در بيش از يك معنا ) : مفسران نمونه ، قرآن را كتابى مىدانند كه دعوتش متوجه همهء مردم ، عام و خاص ، در همهء قرون و اعصار است . اما چگونه يك كلام مىتواند فهم‌هايى اين چنين دور از هم را در برگيرد ؟ آنان پاسخ مىدهند : اصولا بسيارى از آيات قرآن ، داراى چندين معنا است . بعضى ساده براى فهم عامهء مردم در هر زمان و هر مكان . و بعضى عميق براى خواص . و سرانجام ، بعضى كاملا عميق براى زبده‌هاى خواص و يا اعصار و قرون ديگر و آينده‌هاى دور . در عين حال ، اين معانى با هم منافات ندارد و در آن واحد ، در يك تعبير پر معنا جمع است . « 1 » بارها گفته‌ايم استعمال لفظ در بيش از يك معنا نه تنها ايراد ندارد ، بلكه گاهى دليل كمال فصاحت است . « 2 » بر مبناى همين ديدگاه هم ، در تفسير آيات ، ضمن طرح برداشت‌هاى مختلف ، حمل آيه بر همهء آنها را محتمل دانسته‌اند . در پاره‌اى موارد به اين نكته تصريح نموده‌اند و براى آيه معناى وسيعى قائل شده‌اند كه همهء معانى را در برگيرد . « 3 » و مواردى را نيز كه به صرف نقل احتمالات گوناگون بسنده كرده و به نقد و بررسى آنها نپرداخته‌اند ، اگر چه تصريح به جمع نكرده‌اند ، شايد بتوان در پرتو اين ديدگاه ، تبيين نمود . « 4 » 2 - نسبت دادن امور به خدا منافاتى با وجود علل طبيعى براى آن امور ،
هامش
( 1 ) . همان ، ج 18 ، ص 461 و 462 . ( 2 ) . همان ، ج 13 ، ص 396 ؛ ج 13 ، ص 395 ؛ ج 16 ، ص 389 . ( 3 ) . براى نمونه ، ر . ك : ج 10 ، ص 394 و 395 ؛ ج 15 ، ص 126 ؛ ج 16 ، ص 395 ؛ ج 18 ، ص 382 ؛ ج 22 ، ص 234 . ج 26 ، ص 388 . مواردى را نيز پيش از اين در بحث‌هاى گذشته ارائه داديم . ( 4 ) . به عنوان نمونه ر . ك : ج 10 ، ص 113 ؛ ج 16 ، ص 390 ؛ ج 20 ، ص 229 .
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 240 | شادى نفيسى