در ضمن ديدگاههاى قائلان به كنايى بودن آيات ، آورده شده است و علاقهمندان براى آشنايى با قرائن و شواهد ، به جلد 11 و تفسير آياتى كه پيش از اين از سورهء حجر آورديم ، ارجاع داده شدهاند . « 1 »
نكتهاى كه در اين مبحث ، ذهن خواننده را مشغول مىسازد ، اين است كه مفسران نمونه ، تنها به بيان كلى برداشت خود از اين آيات پرداختهاند و جزء به جزء آن را با آيات تطبيق ندادهاند و آن چه را كه در آيات سورهء صافات ، افزون يا متفاوت با آيات قبلى در اين باره آمده است ، در پرتو ديدگاه خود تبيين نكردهاند . همچنين ايشان كه در ابتداى تفسير اين آيات ، ملأ اعلى را فرشتگان معرفى نمودهاند ، « 2 » تبيين آن را در تفسير خود ، عنوان نكردهاند .
مفسران نمونه ، در تفسير آيات سورهء فصلت ، كه در آنها از اين موضوع ياد شده است ، بيانى متفاوت از آن چه پيش از اين مطرح نموده بودند ، ارائه داده و نوشتهاند :
شهابها كه در حس ما به صورت ستارگان سريع السيرى در آسمان ظاهر مىشوند ، تيرهايى هستند كه بر قلب شياطين مىنشينند و پهنهء آسمان را از نفوذ آنها حفظ مىكنند . « 3 »
در آن چه قرآن از گفتگوى جنيان بين خودشان براى ما در سورهء جن بازگو مىكند ، دگر باره سخن از شهابها به ميان مىآيد . مفسران نمونه ، تبيين مراد از « تير غيبى » بودن شهابها را به بحثهاى مشروحى كه ذيل آيات سورهء حجر و صافات آورده است ، وامىگذارند و از تكرار دوبارهء ديدگاهها مىپرهيزند و بىآن كه به تفصيل توضيح دهند ، برداشتى كاملا نو را به عنوان احتمال مطرح مىكنند . و آن اين است كه همزمانى رانده شدن جنيان از استراق سمع با ظهور اسلام ، حكايت از پايان دورهء جهل و خرافه داشته باشد . و در واقع ، در اين جا مسئلهء رانده شدن با شهابها بر معناى حقيقى حمل مىشود كه بىآن كه در آن تشبيه يا كنايهاى باشد ، واقعيتى را بازگو مىكند ، و آن اين كه واقعا جنيان تا آن زمان قادر به استراق سمع بوده باشند و با ظهور اسلام ، با تيرهاى آتشين شهابها از انجام آن باز داشته شده باشند كه اين نشانى از آغاز دوران جديدى در رشد بشر تلقى مىشود . ايشان مىنويسند :
هامش
( 1 ) . همان ، ج 19 ، ص 20 - 22 .
( 2 ) . همان ، ص 18 .
( 3 ) . همان ، ج 20 ، ص 230 .