كوتاه سخن اين كه با قرائن و شواهد فراوانى كه ذكر كرديم به نظر مىرسد كه منظور از آسمان ، آسمان حق و حقيقت است و شياطين ، همان وسوسهگران هستند كه مىكوشند به اين آسمان راه يابند و استراق سمع كنند و به اغواى مردم بپردازند ؛ اما ستارگان و شهابها ، يعنى رهبران الهى و دانشمندان ، با امواج نيرومند قلمشان آنها را عقب مىرانند و طرد مىكنند . « 1 »
نكتهاى كه در اين جا بايد بدان توجه داشت اين است كه در آيه ، سخن از شهاب است نه نجوم ؛ در حالى كه مفسران نمونه ، به معناى مجازى نجوم ، آن هم در روايات اشاره كردهاند . ديگر آن كه آيات مورد بحث ، در پى آيهء 16 سورهء حجر آمدهاند و به واسطهء ضمير ، بدان كاملا وابستهاند . در آن آيه خداوند فرموده است :
« وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ »
و دليلى نيست تا اين آيات را كه در موارد ديگرى از قرآن نيز در همين معناى حقيقى و در اشاره به آسمان مادى ، به كار رفتهاند ، از معناى حقيقىاش منصرف كنيم . پس در اين صورت ، دربارهء اين آيات چه بايد گفت كه اين چنين در پى يكديگر آمدهاند و به وابستهء ضمير ، كمال پيوستگى را به هم دارند ، و بر دو معناى متفاوت ، حقيقى و مجازى دلالت مىكنند ؟
علاوه بر اين ، در آيهء كريمه ، آنان كه با شهابها رانده مىشوند ، كسانىاند كه به استراق سمع مشغول بودهاند ، حال آن كه در اين تفسير از آيه ، شياطين وسوسه گرند ، نه فال گوش .
خداوند بار ديگر در آيات 6 تا 10 سورهء صافات از شهابهايى نام مىبرد كه ملأ اعلى را از دست درازى شياطين حفظ مىكنند . « 2 » در ذيل اين آيه ، در تفسير نمونه ، قول دو گروه ، بازگو شده است : عدهاى كه ظاهر آيه را ملاك قرار دادهاند و عدهء ديگرى كه آن را حمل بر مجاز كردهاند كه جهت بيان يك امر معقول ، آن را به امور محسوس تشبيه نموده است . نظر خود صاحبان اثر نيز به اختصار و تنها به عنوان يك احتمال ،
هامش
( 1 ) . همان ، ج 11 ، ص 51 .
( 2 ) .إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ * وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ * لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جانِبٍ * دُحُوراً وَ لَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ * إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ ؛ما آسمان دنيا را به زيور ستارگان آراستهايم * و از هر شيطان سركشى محفوظ داشتهايم * به [ اسرار ] ملأ اعلى گوش نتوانند داد و از هر سو رانده شوند * به راندنى سخت و عذابى پاينده [ در پيش دارند ] * مگر كسى كه ربايشى بربايد كه شهابى درخشان در پىاش افتد .