تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
تفسير آيات 17 و 18 سورهء حجر كه براى اولين بار اين موضوع مطرح شده است ، به تفصيل به بررسى آن پرداخته‌اند . ابتدا ديدگاه‌هاى گوناگون در اين باره را نقل كرده‌اند ، قول به توقف ، قول به پايبندى به ظاهر آيات و حمل آن بر معناى حقيقى ، قول كسانى كه آيات را حمل بر معناى مجازى نموده آنها را كنايى دانسته‌اند و قول نويسنده‌اى مصرى كه كوشيده اين آيات را با برخى يافته‌ها و نظريه‌هاى علمى تطبيق دهد . مفسران نمونه ، قول اول را كه توسط سيد قطب مطرح شده ، به شدت نقد نموده‌اند ، اما در موارد بعدى به صرف بيان نظريات بسنده كرده ، تفسير خود را از اين آيات ارائه كرده‌اند . « 1 » خداوند در آيات مورد بحث ، آسمان را از دسترس هر شيطان ملعونى ، محفوظ دانسته است . هر آن كس را كه در پى خبر گرفتن از آن باشد ، به تعقيب شهاب‌ها هشدار داده است . « 2 » مفسران نمونه به قرينهء كشفيات علمى ، اين آيات را بر معناى مجازى حمل كرده ، و منظور از آسمان و شهاب آن را غير از امور مادى و محسوس دانسته‌اند . ايشان بر انصراف آيه از معناى حقيقىاش چنين استدلال مىنمايند : اول اين كه ، محدودهء حفاظت شده كه در آيه بدان تصريح شده ، آسمان و منطقهء حركت شهاب‌ها است . و بايد توجه داشت كه اجرام آسمانى تنها زمانى كه به جو زمين وارد شوند و شعله‌ور گردند ، شهاب ناميده مىشوند . دوم اين كه ، جو زمين و حتى فضاى فراتر از آن ، امروز زير سيطرهء دانش بشر قرار گرفته است و منطقه‌اى است كه براى دانشمندان كشف شده است و مطلب اسرارآميزى ندارد . با توجه به اين دو مقدمه ، نتيجه مىگيرند كه قطعا مراد از آيه نمىتواند اين آسمان و شهاب‌هاى مادى آن باشد . ايشان سپس توضيح مىدهند كه كلمهء « سماء » در آيات قرآن ، هم در معناى حقيقى ، يعنى عالم ماده ، و هم در معناى مجازى آن ، يعنى عالم معنا ، به كار رفته است . كلمهء « نجوم » را هم همين گونه معرفى مىكنند كه البته شاهد مثال در استعمال به معناى مجازى را تنها از روايات مىآورند . « 3 » و در نهايت نتيجه مىگيرند كه :
هامش
( 1 ) . همان ، ج 11 ، ص 43 - 47 . ( 2 ) .وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ * إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ .سورهء حجر ، آيهء 17 و 18 . ( 3 ) . همان ، ج 11 ، ص 47 - 51 .