تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
در واقع ، مفسران نمونه ، در آياتى كه به عنوان شاهد ، به آن استناد نموده‌اند ، مفهوم مخالف را معتبر دانسته و نتيجه گرفته‌اند كه در غير « سماء الدنيا » ستاره‌اى وجود ندارد . در نهايت ، آن چه مىتوان دربارهء شيوهء تفسيرى اين مفسران ، از اين آيات گفت ، اين است كه آنان در ترجيح اقوال ، به ظاهر آيات توجه داشته‌اند و در عين حال ، با جايگاهى كه براى علم قائل بوده‌اند ، تفسير روشن‌تر و دقيق‌تر آيه را زمانى ميسر دانسته‌اند كه دانش بشر با پيشرفت‌هاى خود ، پردهء جهل و نادانى ما را كنار زده و عجايبى تازه از شگفتىهاى خلقت را به ما بنماياند . « 1 »

ج - شهاب‌هاى آسمانى

درخشش ستارگان ، حركت آنها بر پهنهء آسمان و افول و طلوعشان ، همواره به فال نيك و بد زده شده ، پيام‌آور وقوع پديده‌هاى خوشايند و ناخوشايند قلمداد گشته است . در اين ميان ، شهاب‌هاى آسمانى بسيار مهم مىنمودند ؛ چرا كه تنها در مقاطعى ظاهر مىگشتند و با درخششى خيره كننده ، آسمان شب را در مىنورديدند . قرآن كريم در پاره‌اى از آياتش از اين اجرام آسمانى نام برده است و آنها را تيرهايى غيبى ناميده كه با ظهور اسلام ، به سوى تجاوزگرانى رها مىشوند كه با نزديك شدن به ملأ اعلى ، در صددند به اخبار غيبى گوش سپارند . پس از قرن‌ها ابهام و كنجكاوى ، سرانجام ، بشر توانست راهى به آسمان بيابد و گوشه‌اى از اسرار آن را كشف كند . اكنون ديگر شهاب‌ها پديده‌هايى شناخته شده‌اند ؛ اجرامى مادى كه در نتيجهء جاذبهء زمين به سوى آن جذب مىشوند و با ورود به جو زمين ، شعله‌ور مىگردند . در پرتو اين يافته‌ها ، برداشت گذشتگان از آيات كريمهء قرآن مورد تأملى مجدد قرار گرفته است . مفسران معاصر در تفسير اين آيات ، راه‌هاى گوناگونى را پيموده‌اند . عده‌اى در برابر آنها توقف نموده ، از درك آنها ابراز عجز كرده‌اند . عده‌اى ظاهر آيات را ملاك قرار داده‌اند و عده‌اى ديگر ، آنها را بر معناى مجازى حمل نموده‌اند و تعبير قرآن را كنايى تفسير كرده‌اند . مفسران نمونه نيز به هنگام تفسير اين آيات ، به بحث در اين باره پرداخته‌اند . در
هامش
( 1 ) . همان ، ص 116 ؛ ج 24 ، ص 262 ؛ ج 25 ، ص 75 .