ياد شده بود ، ديدگاههاى مختلفى را مطرح كردهاند ، اما در موارد ياد شده ، به ترجيح اقوال نپرداخته و تنها به ذكر احتمال بسنده نمودهاند ؛ اما قابل توجه است كه اين قول كه عوالم هفتگانه ناشناختهاند و دانش بشر ، تنها به بخشى از آن چه كه به آسمان اول تعلق دارد ، تا حدودى دست يافته است ، برداشتى بود كه در تمام موارد ، در شمار احتمالات عنوان شده بود . مفسران نمونه همين نظر را در تفسير آيهء 15 سورهء نوح ، تفسيرى قابل توجه براى آيهء مذكور مىدانند « 1 » و در تفسير آيهء 29 سورهء بقره به تفصيل به بحث در اين باره پرداخته و با ترجيح اين قول بر ديگر نظريات ، مىنويسند :
. . . بعضى آسمانهاى هفتگانه را همان « سيارات سبع » مىدانند . و بعضى ديگر معتقدند كه مراد از آن ، طبقات هواى متراكم اطراف زمين مىباشد ، در حالى كه عدهاى ديگر معتقدند : در اين جا كلمهء « سبع » به معناى عدد هفت . . . نيست ، بلكه به معناى تكثير و تعداد زياد به كار برده شده است .
و سپس مىافزايند :
ولى آن چه صحيحتر به نظر مىرسد اين است كه مقصود از « سموات سبع » همان معناى واقعى هفتگانهء آن مراد باشد . اين مطلب با مراجعه به موارد فراوانى كه « سموات سبع » در قرآن به كار رفته ، روشن مىگردد كه ذكر « سموات سبع » ( آسمانهاى هفتگانه ) چنان نيست كه به معناى تكثير يا به معناى طبقات هوا و يا ستارگان هفتگانه ( عطارد ، زهره ، مريخ ، مشترى ، زحل ، ماه و آفتاب ) كه با چشم قابل رؤيتند باشد ، بلكه بايد گفت تمام آن چه ما مىبينيم همان آسمان اول است و شش عالم ديگر ، كه از دسترس ديد ما و ابزارهاى علمى كنونى بيرون است ، وجود دارد كه قرآن به مجموع اين هفت عالم ، عنوان هفت آسمان داده است .
ايشان سپس به دليل خود براى اين ترجيح چنين اشاره مىكنند :
شاهد ما از قرآن ، آياتى است كه مىگويد :
« وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ . . . . »
. طبق اين آيات ، همهء ستارگان و كواكبى كه مشاهده مىكنيم زينت بخش آسمان اولند و در آن قرار دارند . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 25 ، ص 75 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 114 - 116 .