تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
منظومه‌ها را مراد آيه دانست و يا در نظريهء دوم ، چگونه مىتوان طبقات جو را به هفت عدد تقسيم كرد . در ذيل آيهء
« فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ »
« 1 » به دو احتمال ياد شده ، يعنى استعمال « هفت » در معناى مجازى آن ، تكثير ، و معناى حقيقى آن ، تعداد ، اشاره مىكنند كه بنابر اوّلى مراد آسمان‌هاى فراوان و كرات بيشمار است و بر مبناى دومى ، تمام آسمان و ستارگانى كه مىبينيم در آسمان اول قرار دارند . « 2 » در آيهء 3 سورهء ملك ، خداوند ، آسمان‌هاى هفت‌گانه را به وصف « طباق » بودن ستوده است . مفسران نمونه در توضيح آن تنها به بيان دو احتمال به عنوان مصداق پرداخته‌اند : يكى آن كه تمام آسمانى كه مىبينيم ، در شمار آسمان اول است . و ديگر آن كه آسمان‌هاى هفت‌گانه اشاره به كرات هفت‌گانهء منظومهء شمسى دارند كه با چشم غيرمسلح قابل رؤيت مىباشند . « 3 » مفسران كه در تبيين هفت‌گانه بودن آسمان ، به نظرى قطعى دست نيافته‌اند ، در تفسير آيهء 12 سورهء طلاق ، آن جا كه خداوند از آفرينش آسمان‌هاى هفت‌گانه ياد كرده و زمين را نيز چون آن ، خوانده است ، چالشى نو را فرا روى خويش يافته‌اند . مؤلفان تفسير نمونه ، در اين جا نيز به دو معناى مجازى و حقيقى براى « هفت » اشاره مىكنند كه در صورت اول ، مراد تعداد بسيارى كواكب آسمانى و كرات مشابه زمين است . و در صورت دوم ، مراد از آسمان‌هاى هفت‌گانه را عوالمى ناشناخته معرفى مىكنند كه همهء آن چه ما بر فراز زمين مىبينيم ، تنها به آسمان اول تعلق دارد . ايشان تعبير هفت‌گانه بودن زمين را نيز به دو اعتبار ، محتمل دانسته‌اند : يكى به لحاظ طبقات مختلف زمين ، و ديگرى اقليم‌هاى هفت‌گانهء آن . « 4 » اما در اين جا نيز به ترجيح اقوال نپرداخته‌اند و توضيح نداده‌اند كه از چه رو لفظ آسمان را مىتوان بر كواكب آسمانى اطلاق كرد و از چه جهات ، طبقات زمين را مىتوان هفت تا دانست . همچنين نگفته‌اند كه چگونه مىتوان تقسيم اعتبارى اقليم‌هاى هفت‌گانه را مصداق آيه دانست . با آن كه مفسران نمونه ، در تفسير آيات متعددى كه در آنها از آسمان‌هاى هفت‌گانه
هامش
( 1 ) . آن‌گاه هفت آسمان را در دو روز پديد آورد . . . . سورهء فصلت ، آيهء 12 . ( 2 ) . همان ، ج 20 ، ص 229 . ( 3 ) . همان ، ص 319 . ( 4 ) . همان ، ج 24 ، ص 261 و 262 .