آن چه دانش جديد از جهان هستى به تصوير مىكشد ، ديگر معنا و مراد از هفت آسمان آشكار نيست و مقصود قرآن از آن همچنان سؤالى بىپاسخ براى مفسران است . عدهاى اين بيان قرآن را همنوايى آن با باورهاى موجود ميان مردم دوران نزول مىدانند . عدهاى هفت را معرف كثرت دانسته و برخى در صدد يافتن مصاديقى براى آن برآمدهاند . قرآن كريم در آيات متعددى با تعابير گوناگون ، آسمانها را « هفتگانه » ناميده است . گاه آن را به « طباق » بودن و جايى به « شداد » بودن توصيف نموده است . در جايى به لفظ « آسمان » تصريح نكرده و در آيهاى آسمانها و زمين را هفتگانه ناميده است .
مفسران نمونه ، در تفسير آيهء 44 سورهء اسراء « 1 » و 86 سورهء مؤمنون « 2 » كه در آن دو از آسمانهاى هفتگانه ياد شده است ، بىآن كه هفتگانه بودن آسمانها را توضيح دهند و در تعيين مصداق آن بكوشند ، به بحث اصلى آيه ، كه در اوّلى تسبيح و در دومى توحيد و عبوديت است ، مىپردازند . در تفسير آيهء 12 سورهء نبأ ، آن جا كه خداوند مىفرمايد :
« وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً »
« 3 » به دو معنايى كه براى عدد هفت در اين آيهء كريمه بيان شده است ، اشاره نمودهاند . بنابر قول اول ، عدد هفت ، از نظر معنا به طور مجازى و به صرف دلالتش بر تكثير ، در آيهء كريمه به كار رفته است . و از نظر مصداق ، به كرات متعدد آسمان و مجموعههاى منظومهها و كهكشانها و عوالم متعدد جهان هستى اشاره دارد كه داراى خلقتى محكم و ساختمانى عظيم و قوى هستند .
بنابر قول ديگر ، عدد هفت در همان معناى حقيقى خود ، يعنى « تعداد » ، در آيه به كار رفته است كه در تعيين مراد از آن ، دو احتمال ذكر كردهاند : يكى آن كه به استناد آيهء 6 سورهء صافات ، تمام آن چه از ستارگان مىبينيم ، همه به آسمان اول تعلق دارند و در وراى آن ، شش عالم و آسمان ديگر وجود دارد كه از دسترس علم بشر بيرون است .
احتمال دوم آن كه منظور ، طبقات متعدد جو است كه اطراف زمين را فرا گرفته است . « 4 »
مفسران نمونه در تفسير خود از اين آيه ، به ترجيح اقوال نپرداخته و تنها به نقل آنها بسنده كردهاند . هم ايشان مصاديق عنوان شده را با هفتگانه بودن و آسمان بودن تطبيق دقيق نداده و توضيح نمىدهند كه بنابر نظريهء اول ، به چه وجهى مىتوان كرات يا
هامش
( 1 ) . همان ، ج 12 ، ص 133 .
( 2 ) . همان ، ص 295 .
( 3 ) . و بر فرازتان هفت آسمان استوار برافراشتيم .
( 4 ) . همان ، ج 26 ، ص 23 - 24 .