جانداران و ديگر موجودات نيست . . . . بنا بر اين ، كشف يك رابطهء تكاملى در ميان انواع موجودات نيز هيچگونه مانعى در مسير شناخت خدا ايجاد نمىكند . « 1 »
مفسران نمونه در پرتو آن كه قرآن را نه كتاب علوم طبيعى ، بلكه كتابى انسان ساز مىدانند ، بحث قرآن در زمينهء خلقت انسان را از آن رو سربسته و اجمالى معرفى مىكنند كه منظور اصلى از طرح آن ، مسائل تربيتى بوده است « 2 » تا به انسان گوشزد كند كه از مادهاى بسيار بىارزش و بىمقدار و از حقيرترين مواد روى زمين به وجود آمده است . « 3 »
ب - هفت آسمان
فضاى بىانتهايى كه وراى اين خاك ، سر بر افلاك كشيده است ، با هزاران ستارهء دست نيافتنى و رازهاى ناگشوده و حقايق سر به مهر خود همواره فكر بشر كوچك و ناتوان خاكى را به خود جلب كرده است . قرآن كريم نيز بارها و بارها با عظمت ، به پديدههاى آن سوگند ياد نموده ، جلوههايى از شگفتىهاى آن را نمايانده و نقش آن را در فراهم آوردن نظامى مناسب براى پيدايش و رشد حيات يادآور گشته است . آن چه در اين كتاب مقدس دربارهء آفرينش جهان هستى ، حركت ستارگان و آمد و شد ماه و خورشيد ، مطرح شده ، بسيار است كه پرداختن به همهء آنها اگر چه لازم و در خور توجه است ، اما نيازمند پژوهشى مستقل در اين باره است . لذا در اين قسمت ، به عنوان نمونه ، ديدگاه مفسران نمونه را تنها در موضوع هفت آسمان بررسى مىكنيم .
در آياتى از قرآن كريم ، خداوند به صراحت از آفرينش هفت آسمان نام مىبرد .
تا هنگامى كه نظريهء بطلميوسى بر محافل علمى جهان حكمفرما بود ، تطبيق اين سخن قرآن با آن برداشت از جهان هستى ، تقريبا قابل تطبيق و تفسير مىنمود ؛ اما پيشرفت علوم ، چشم بشر را بر حقايق بسيارى گشود و بىاعتبارى باورهاى گذشتگان را روشن ساخت و در عين حال ، كوچكى دنيايش را در فضاى لايتناهى هستى و بىمقدارى علم و دانشش را در برابر معماهاى ناگشوده و رازهاى بىانتهاى جهان به او نماياند . در پرتو
هامش
( 1 ) . همان ، ج 11 ، ص 85 .
( 2 ) . همان ، ص 81 .
( 3 ) . همان ، ج 22 ، ص 539 ؛ ج 23 ، ص 119 .