تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
در واقع ايشان در اين قسمت ، وجود انواع انسان‌ها را در زمان حضرت آدم ، از نظر علمى پذيرفته شده تلقى كرده‌اند ؛ اما بين آن و نظريهء تكامل ، ارتباطى برقرار نساخته‌اند و توضيح هم نداده‌اند كه آيا با توجه به پذيرش اين مطلب و با توجه به غير قطعى دانستن نظريهء تكامل ، چه نظرى دربارهء خلقت حضرت آدم و انسان‌هاى موجود دارند . مفسران نمونه ، در ادامهء بحث خود ، پس از طرح مستند قرآنى طرفداران نظريهء تكامل ، مهم‌ترين آيهء مورد استناد طرفداران ثبوت انواع را آيات 26 و 29 تا 31 سورهء حجر و همچنين آيات مشابه آن ( بدون ذكر شمارهء آيات و نام سوره ) دانسته‌اند كه ظاهر اين آيات بر آفرينش آدم نخست از گل دلالت دارد و تصريح مىكنند : طرز بيان اين آيات چنين نشان مىدهد كه ميان خلقت آدم از خاك و پيدايش صورت كنونى ، انواع ديگرى وجود نداشته است . « 1 » البته ايشان براى اين سخن خود ، دليلى اقامه نمىكنند و تنها به رد احتمال خلاف ، به استناد كلمهء « ثم » مىپردازند و توضيح مىدهند كه اگر چه اين لفظ ، در لغت عرب براى ترتيب با فاصله آورده مىشود ، اما هرگز دليل بر گذشتن ميليون‌ها سال و وجود هزاران نوع نيست . بلكه هيچ مانعى ندارد كه اشاره به فاصله‌هايى باشد كه در ميان مراحل آفرينش آدم از خاك و سپس گل خشك و سپس دميدن روح الهى ، وجود داشته باشد . و آيهء 5 سورهء حج ، كه در آن براى بيان مراحل مختلف تطور جنين ، از لفظ « ثم » استفاده شده ، شاهدى بر اين مدعا آورده شده است . اما بايد توجه داشت كه همان‌گونه كه خود مفسران نمونه اشاره كرده‌اند ، همانطور كه « ثم » لزوما دلالتى بر وجود فواصل طولانى ندارد ، دلالتى نيز بر وجود فواصل كوتاه ندارد و در هر دو مورد ، قابل تطبيق است ، به ويژه آن كه در همان آيهء 5 سورهء حج ، پيش از آن كه براى بيان تعاقب مراحل مختلف جنين ، از لفظ « ثم » استفاده شود ، خلقت از جنين ، به لفظ « ثم » در پى خلقت از خاك آورده شده است كه شكى نيست اگر خطاب آيه را متوجه تك تك انسان‌ها بدانيم ، نسبت دادن خلقت آنها از خاك ، به لحاظ آفرينش انسان اوّلى از آن ، قطعا در برگيرندهء زمانى بسيار طولانى است . البته هم ايشان در ذيل آيهء 14 سوره الرحمن ، به استناد تعبيرات گوناگونى كه در قرآن دربارهء پيدايش انسان به كار رفته است ، مراحل مختلف پيدايش او را از خاك تا گل خشكيده ، نام مىبرند و
هامش
( 1 ) . همان ، ج 11 ، ص 88 و 89 .
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 228 | شادى نفيسى