يافتههاى علوم تجربى ، در پرتو آيات قرآن ، به همين سادگى و روشنى قابل تبيين نيستند . در اين موارد ، تأملى دوباره و بررسىيى عميقتر و دقيقتر نياز است . لذا در اين بخش كوشيدهايم تا دريابيم كه مفسران نمونه در برخورد با اين موارد ، چه روشى را در پيش گرفتهاند .
الف - خلقت انسان
خداوند متعال در برخى از آيات قرآن كريم ، به آفرينش انسان اشاره نموده ، پيدايش او را از گل و خاك و همچنين از آب بىمقدار نطفه ، گوشزد كرده است تا او را به خود آورد ، تا پاى از حريم بندگى بيرون ننهاده ، از عظمت صنع پروردگارش به عجب آيد و هدايت و تدبير مستمر او را در كنار حكمت و رحمت و قدرتش ، باور كند . قرنها بود آنان كه به مطالعهء قرآن مىپرداختند و به آيات آن گوش فرا مىدادند ، در حمل اين آيات بر معناى حقيقىشان ترديد روا نمىداشتند ، در عين آن كه به پيامهاى تربيتى آن نيز توجه مىكردند ؛ اما در قرون اخير ، با پيشرفت علوم مختلف زيستى ، در كنار علوم ديرينهشناسى و انسانشناسى ، مطالب تازهاى دربارهء چگونگى پيدايش حيات به طور كلى ، و انسان به خصوص ، به دست آمده كه به شكلگيرى باورها و نظريههاى جديدى در اين باره انجاميده است و موجب شده تا مفسران با تمسك به اين قرائن ، براى تعيين مراد اين آيات به بررسى بپردازند و تبيين كنند كه آيا قرآن در نسبت دادن خلقت انسان به خاك و مشتقات آن ، آفرينشى مستقل و دفعى را منظور نظر دارد يا با توجه به اهداف خاص خود ، با حذف واسطههاى بسيار و دورانهاى طولانى دگرگونى ، نه در صدد بيان چگونگى خلقت او ، بلكه تنها در پى يادآورى اصل و منشأ او بوده است .
آيا واقعا مىتوان به استناد الفاظ ، به نظر قطعى قرآن در اين باره دست يافت يا آن كه آيات در اين باره ساكتند ؟
مفصلترين بحث در اين باره ، در ذيل آيات 26 تا 29 سورهء حجر ، در تفسير نمونه آمده است كه طى آن ، چگونگى خلقت اوليهء انسان از دو منظر علم و قرآن ، بررسى شده است . از مجموع آن چه مفسران نمونه ذيل اين آيات و آيات ديگر قرآن ، در اين باره مطرح كردهاند ، مىتوان چنين نتيجه گرفت :
1 - نظريهء تكامل ، از نظر علمى ، فرضيهاى غير قطعى بيش نيست .
مفسران نمونه ، ذيل آيات سورهء حجر ، دو ديدگاه رايج در علوم ، دربارهء پيدايش