انسان ، يعنى نظريهء تكامل و ثبوت انواع را به اجمال توضيح مىدهند و دلايل طرفداران تكامل را ارائه نموده ، در نقد آن به پاسخهاى طرفداران نظريهء ثبوت انواع ، اشاره مىكنند . ايشان با وجود آن كه اكثريت دانشمندان را طرفدار فرضيهء تكامل معرفى مىكنند ، اما در مقابل شواهد نظريهء تكامل و نقد آن ، به دلايلى براى نظريهء ديگر استناد ننموده ، در قوّت آن به نقص ديگرى بسنده مىكنند . « 1 » مفسران نمونه تصريح مىكنند كه « از نظر علمى ( علوم طبيعى ) فرضيهء تكامل را ، همانطور كه اشاره شد ، از اين جهت نفى مىكنيم كه دلايل قطعى بر ثبوت آن وجود ندارد . » « 2 » . و در توضيح اعتبار يافتههاى علمى مىنويسند :
به عبارت روشنتر اثبات فرضيهء تكامل و تبديل آن از صورت يك فرضيهء علمى به يك قانون علمى و قطعى بايد از طريق دليل عقلى بوده باشد و يا از طريق آزمايش و حس و تجربه ؛ و غير از اين دو ، راهى نيست . اما از يك سو مىدانيم كه دلايل عقلى و فلسفى را به اين مسئله راهى نيست . و از سوى ديگر ، دست تجربه و آزمايش ، از مسائلى كه ريشههاى آن در ميليونها سال قبل نهفته است ، كوتاه است . « 3 »
2 - از نظر قرآنى ، ظاهر آيات ، هر چند كاملا صريح نيست ، اما در خصوص انسان ، با خلقت مستقل سازگارتر است . و در مورد ساير جانداران ، قرآن ساكت است . « 4 »
ايشان در بررسى مستند قرآنى طرفداران دو نظريه ، مهمترين آيهاى را كه طرفداران نظريهء تكامل بدان تمسك جستهاند ، آيهء 33 سورهء آل عمران معرفى مىكنند و توضيح مىدهند كه ديگر آيات مورد استفاده ، يا اصلا بىارتباط با موضوع و از قبيل تفسير به رأى است و يا آن كه نسبت به هر دو نظريه يك سان ، قابل تطبيق است . آن چه در آيهء
« إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ »
« 5 » وجه استناد است ،
هامش
( 1 ) . همان ، ج 11 ، ص 81 - 84 .
( 2 ) . همان ، ج 17 ، ص 125 و 131 .
( 3 ) . همان ، ج 11 ، ص 83 و 84 ؛ ج 17 ، ص 130 و 131 . توجه به اين نكته لازم است كه ما در اين بحث به هيچ روى در صدد بررسى دستهبندهايى كه براى يافتهها و نظريههاى علمى ابراز مىشود و ملاكهاى ارزيابى آنها نيستيم .
( 4 ) . همان ، ج 11 ، ص 89 .
( 5 ) . آل عمران ، آيهء 33 .