تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
آميخته با نوعى ابهام » را به حركت درآوردن انديشه‌ها مىدانند تا متوجه وضع خاص و استثنايى اين سيارات در ميان خيل عظيم ستارگان آسمان شوند تا بيش‌تر در آن بينديشند و با عظمت پديدآورندهء اين دستگاه بزرگ ، بيش‌تر آشنا گردند . « 1 » از آن‌جا كه نويسندگان تفسير نمونه ، برهان نظم را روشن‌ترين دليل خداشناسى معرفى مىكنند « 2 » و جهان آفرينش را نيز كتاب فوق العادهء بزرگى برمىشمارند كه هر حرف و كلمهء آن ، دليل بسيار روشن بر وجود يكتايى آفريدگار جهان است « 3 » و آيينهء درخشان قدرت و علم و يگانگى او مىباشد ، « 4 » بر همين مبنا هم جايگاه علم را چنين توضيح مىدهند : . . . هر قدر علوم طبيعى ، زمين‌شناسى ، گياه‌شناسى ، حيوان‌شناسى ، علم تشريح ، فيزيولوژى و روان‌شناسى و روانكاوى پيشرفت مىكند ، عجايب تازه‌اى دربارهء آفرينش زمين كشف مىشود كه هر يك آيتى از آيات عظمت خداوند است . « 5 » در تفسير سورهء اعلى در بحث از تقدير و هدايت الهى ، بيانى ديگر در اين باره را شاهديم ، آن جا كه مىنويسند : اكتشافات علمى به ما امكان مىدهد كه چهره‌هاى تازه و شگفت‌آور و شوق انگيزترى از اين تقدير و هدايت را در تمام ذرات جهان بنگريم . « 6 » در واقع بايد گفت كه ظاهرا از ديدگاه مفسران نمونه ، تفكر در طبيعت و پرداختن به علوم تجربى ، به طور مستقل ، مورد نظر قرآن نيست و فى حد نفسه در رفع نيازهاى بشر يا در مسير تكامل او مطرح نگرديده است ، بلكه دعوت به انديشيدن در آن تنها تا بدان جا است كه آفرينندهء عالم و قادر و با عظمت آن را به ما بنماياند . همچنين بايد افزود كه در نگرش اين مفسران ، با پيش فرض هماهنگى كامل بين قرآن و طبيعت ، برداشت بشر از اين دو مقوله نيز هماهنگ تلقى شده ، محلى براى ناهمخوانى بين آن دو وجود ندارد . لذا تنها از مواردى سخن گفته شده است كه يافته‌هاى علمى با برداشت‌هاى دينى ،
هامش
( 1 ) . همان ، ج 26 ، ص 191 . ( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 215 ، پاورقى . ( 3 ) . همان ، ج 3 ، ص 213 و 214 . ( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 410 ؛ نيز ر . ك : ج 1 ، ص 409 ؛ ج 3 ، ص 214 . ( 5 ) . همان ، ج 16 ، ص 393 و 394 . ( 6 ) . همان ، ج 26 ، ص 389 .
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 218 | شادى نفيسى