. . . تنها يادآورى خدا كافى نيست . اين يادآورى ، آنگاه ثمرات ارزندهاى خواهد داشت كه آميخته با تفكر باشد ، همانطور كه تفكر دربارهء خلقت آسمان و زمين نيز اگر آميخته با ياد خدا نباشد ؛ به جايى نمىرسد . چه بسيارند دانشمندانى كه در مطالعات فلكى خود و تفكر مربوط به خلقت كرات آسمانى ، اين نظام شگفتانگيز را مىبينند اما چون ياد خدا نيستند و عينك توحيد بر چشم ندارند و از زاويهء شناسايى مبدأ هستى به آنها نگاه نمىكنند ، از آن نتيجهء لازم را نمىگيرند . . . . « 1 »
قرآن و علم
پهنهء هستى و گسترهء آفرينش ، موضوع ديگرى است كه مفسران نمونه ، دعوت قرآن را به تفكر در آن ، باز مىگويند . آنان با شيفتگى از نقشهء دلربا و شگفتانگيز خلقت و از نقشهاى بديع و طرحهاى زيبا و دلانگيز و نظامهاى خيرهكنندهاش ، ياد مىكنند . « 2 » دعوت قرآن را به مطالعهء آن و آموختن علوم طبيعى ، كلّى مىدانند و پرداختن قرآن به اين دانشها را ، نه آنگونه كه دائرة المعارفى بزرگ يا كتاب علوم طبيعى ، به آنها مىپردازد ، بلكه در حد بيان كليات معرفى مىكنند « 3 » كه تنها در مواردى ، از « قسمتهاى حساسى از علوم و دانشها » پرده برمىدارد ؛ « 4 » اما به تفصيل به بيان مصاديق نمىپردازند و اين قسمتهاى حساس و هدف از طرح آنها را ، تبيين نمىكنند و از موارد احتمالى نقض ، سخن به ميان نمىآورند .
مفسران نمونه ، قرآن را كتاب انسانسازى مىدانند كه از آن چه در هدايت و تربيت انسان بدان نياز بوده ، چيزى را فروگذار نكرده است « 5 » و چنان چه به برخى از موارد علوم طبيعى اشاره نموده ، تنها به تناسب بحثهاى توحيدى و تربيتى و در پرتو همين هدف اصلى بوده است . « 6 »
آنان در تفسير بخش پايانى سورهء تكوير ، هدف از طرح « اين سوگندهاى پر معنا و
هامش
( 1 ) . همان ، ج 3 ، ص 214 .
( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 213 و 214 .
( 3 ) . همان ، ج 5 ، ص 222 و 223 ؛ ج 11 ، ص 361 و 362 ؛ ج 17 ، ص 81 .
( 4 ) . همان ، ج 11 ، ص 362 .
( 5 ) . همان ، ج 5 ، ص 222 و 223 ؛ ج 11 ، ص 361 و 362 .
( 6 ) . همان ، ج 11 ، ص 361 و 362 ؛ ج 17 ، ص 81 .