پرواز مرغان در جو آسمان ، در حقيقت عجيبتر از ايستادن انسان در زمين نيست . پس همه به طور مساوى منتهى به صنع خداى تعالى است . « 1 »
و در جاى ديگر مىگويد :
آرى ، هر چند استوارى آسمانها در مستقر بلند خود بدون پايه و ستون ، عجيبتر از استقرار زمين در مدار خود نيست . « 2 »
ايشان دليل ديگرى براى اين انتخاب آورده ، توضيح مىدهد :
انسان . . . در فطرتش جستجوى از علل حوادث و امور ممكنه نهفته شده . اين انسان وقتى بعضى از حوادث را مقرون به علت مىبيند و اين ديدنش چند بار در برابر حواسش تكرار مىشود ، خود به خود قانع مىگردد و ديگر از ديدن آن تعجب نمىكند و در صدد جستجوى علت برنمىآيد . « 3 »
ولى وقتى به چيزى مخالف آن چه مأنوس او است برخورد ، آن را امرى استثنايى و غير عادى مىپندارد و قهرا قريحهء كنجكاوىاش به بحث و جستجو انگيخته مىشود . « 4 »
علامه توهم الهيات مبتنى بر خداوند رخنه پوش را كه ممكن است از بيان ايشان استنباط شود ، نفى مىكند و مىگويد :
آرى ، معناى آيهء شريفه اين نيست ، همچنان كه اوهام عاميانه همين را مىپندارند كه تنها چيزهايى استثنايى را ، كه علل و اسباب آنها معلوم نيست ، به خدا نسبت مىدهند . . . . « 5 »
در اين جا بايد گفت كه درست است كه علامه به نظام علّى و معلولى در جهان معتقد است و برداشت رخنه پوشانه از خداوند را ، كه در هر كجا كه علل طبيعى ناشناخته هستند ، عنوان مىشود ، انكار مىكند ، اما در اين گفتار خود ، باز هم توحيد را بر مجهولات بشر ، و نه معلومات او ، مبتنى كردهاند ؛ چرا كه « بعضى از اسباب طبيعى براى همه شناخته شده نيست ؛ مثل ماندن مرغابى در فضا . . . كه در به دو نظر ، سؤال انگيز
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 12 ، ص 313 .
( 2 ) . همان ، ج 11 ، ص 286 - 289 .
( 3 ) . همان ، ص 286 و 289 .
( 4 ) . همان ، ص 313 .
( 5 ) . همان ، ص 286 - 289 .