تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
معرفى مىكند يا رد مىنمايد ، سخنشان درست است يا خير ، « 1 » بحث ديگرى است كه ما در اين‌جا به آن نمىپردازيم . صرف نظر از صحت يا نااستوارى سخن علامه در اين مورد ، آن چه براى ما حائز اهميت است ، اين است كه مسلّم نبودن اين مطالب علمى ، شكل‌دهندهء جهت‌گيرى علامه است نه تعارض آن با مباحث كلامى . ايشان چنين نمىانديشند كه منتهى شدن نسل بشر به ميمون ، دون شأن انسان و مقام والاى آن است . و بر اين نظريهء تكامل انواع ، از اين جهت هم كه يك چنين سلسلهء طولانى از علل طبيعى ، در سير تكامل و نهايتا خلقت انسان دخالت داشته باشد ، ايراد نمىگيرد ، بلكه اشكال اصلى ايشان متوجه غير قطعى بودن اين نظريه است .

روش بيان قرآن

ما مىتوانيم در سخنان علامه طباطبائى به يك سلسله باورهاى ايشان دربارهء شيوهء قرآن در تقرير مطالب دست يابيم : 1 - علامه معتقد است كه قرآن نظام علّى و معلولى را مىپذيرد و تصريح مىكند بر اين كه سنت اسباب ، در همهء اجزاى عالم جريان دارد . « 2 » اما شيوهء بيان قرآن بدين صورت است كه گاهى كه از پديده‌هاى طبيعى يا مصنوعات بشرى سخن مىگويد ، واسطه‌هاى مادى را حذف مىكند و اين پديده‌ها را منتسب به خدا مىكند . « 3 » در آيهء 79 سورهء نحل « 4 » پرواز مرغان را به خدا نسبت مىدهد و علل طبيعى آن را بيان نمىكند ، « 5 » نه اين كه تحقق اين امور را بدون وساطت علل طبيعى بداند . علامه غرض از اين اسقاط را بيدار كردن خطرات خواب‌آلودگى شنوندگان مىداند تا از جا كنده شوند و به جستجو و بحث دربارهء سبب اين اختلاف برخيزند . و پس از كنكاش ، سرانجام به خدا ، كه سبب و قاهر بر همهء اسباب است ، پى ببرند . « 6 » ما با استفاده از اين قاعده مىتوانيم نتيجه بگيريم كه چه بسا در موارد ديگر نيز در
هامش
( 1 ) . براى مشاهدهء موارد سست ، ر . ك : همان ، ج 4 ، ص 141 ؛ ج 17 ، ص 368 . ( 2 ) . همان ، ج 11 ، ص 288 . ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 400 . ( 4 ) . آيا نمىبينيد كه پرندگان در فضاى آسمان مسخر هستند ( و ) جز خداوند نگاهشان نمىدارد . ( 5 ) . الميزان ، ج 12 ، ص 313 ؛ نيز ر . ك : ج 15 ، ص 227 ؛ ج 19 ، ص 359 . ( 6 ) . همان ، ج 11 ، ص 94 .