منافى با آن است . « 1 »
و بر اين اساس ، نتيجه مىگيرد :
آسمانهاى هفتگانه جزو خلقت جسمانىاند . . . و خلاصه ، همه در داخل طبيعت و ماده هستند نه ماوراى طبيعت [ آن چنان كه گذشتگان مىپنداشتند .
بنا بر اين ] اگر در آيات و روايات آمده كه آسمانها منزلگاه ملائكه است يا ملائكه از آسمانها نازل مىشوند و امر خداى تعالى را با خود به زمين مىآورند ، يا ملائكه با نامهء اعمال بندگان به آسمان بالا مىروند ، يا اين كه آسمان درهايى دارد كه براى كفار باز نمىشوند ، يا اين كه ارزاق از آسمان نازل مىشود و يا مطالبى ديگر غير اينها ، كه آيات و روايات متعدد بدانها اشاره دارند ، بيش از اين دلالت ندارد كه امور نامبرده ، نوعى تعلق و ارتباط با آسمانها دارند . . . [ و نتيجه مىگيرد كه ] ملائكه براى خود ، عالمى ديگر دارند ، عالمى ملكوتى كه ( نظير عالم مادى ما ) هفت مرتبه دارد كه هر مرتبهاش را آسمان خواندهاند . و آثار و خواص آن مراتب را آثار و خواص آسمانها خواندهاند . « 2 »
علامه در تبيين اين شيوهء بيان قرآن مىگويد : « اين تشبيه را بدان جهت كردهاند كه دركش تا حدى براى سادهدلان آسان شود . » « 2 »
در اين سخنان به خوبى مىبينيم كه چگونه علامه علم را قرينهاى براى انصراف معنا و مفهوم آيه از معناى متبادر ابتدايى ، كه گذشتگان نيز به آن اعتقاد داشتهاند ، قرار داده است . « 4 » ايشان در تفسير مسئلهء رجم شياطين توسط شهابها ، برخوردى مشابه را پيش مىگيرد و با معتبر دانستن يافتههاى علمى در تفسير اين دسته از آيات تجديد نظر مىكند .
مفسران براى اين كه مسئلهء استراق سمع شيطانها در آسمان را تصوير كنند و نيز تصور كنند كه چگونه به شيطانها در اين هنگام با شهابها تيراندازى مىشود ، توجيهاتى ذكر كردهاند كه همه بر اين اساس استوار است كه آسمان عبارت است از افلاكى محيط به زمين . و جماعتهايى از ملائكه در آن افلاك منزل دارند . آن افلاك در و ديوارى دارد كه هيچ چيز نمىتواند وارد آن شود ، مگر چيزهايى كه از
هامش
( 1 ) . همان ، ج 17 ، ص 369 .
( 2 ) . همان ، ص 369 .
( 4 ) . براى مطالعهء موارد ديگر ، ر . ك : همان ، ج 17 ، ص 365 ؛ ج 19 ، ص 351 .