خود آسمان باشد . و اين كه در آسمان اول ، جماعتى از فرشتگان هستند و شهابها را به دست گرفته ، در كمين شيطانها نشستهاند تا هر وقت نزديك بيايند كه اخبار غيبى آسمان را استراق سمع كنند ، با آن شهابها بر سر ايشان بكوبند و دورشان سازند . اين معانى همه از ظاهر آيات و اخبار به ذهن مىرسد .
اما امروزه بطلان اين سخنان به خوبى روشن و عيان گشته است . در نتيجه ، بطلان همهء آن وجوهى هم كه در تفسير شهاب ذكر كردهاند ، كه وجوه بسيار زيادى هم هستند و در تفاسير مفصل و طولانى . . . نقل شده ، باطل مىشود . لاجرم بايد توجيه ديگرى كرد كه مخالف با علوم امروزى و مشاهداتى كه بشر از وضع آسمانها دارد ، نبوده باشد . آن توجيه به احتمال ما - خدا داناتر است - اين است كه اين بياناتى كه در كلام خداى تعالى ديده مىشود ، از باب مثالهايى است كه به منظور تصوير حقايق خارج از حس زده شده تا آن چه خارج از حس است به صورت محسوسات در افهام بگنجد . . . .
و بنا بر اين ، مراد از آسمانى كه ملائكه در آن منزل دارند ، عالمى ملكوتى خواهد بود كه افقى عالىتر از افق عالم ملك و محسوس دارد . همانطور كه آسمان محسوس ما با اجرامى كه در آن هست ، عالىتر و بلندتر از زمين ما هستند . و مراد از نزديك شدن شيطانها به آسمان و استراق سمع كردن و به دنبالش هدف شهابها قرار گرفتن ، اين است كه شيطانها مىخواهند به عالم فرشتگان نزديك شوند و از اسرار خلقت و حوادث آينده سر درآورند . و ملائكه نيز ايشان را با نورى از ملكوت ، كه شيطانها تاب تحمل آن را ندارند ، دور مىسازند . . . . « 1 »
اين نمونهاى گويا از تأثيرپذيرى و تحول نگرش مسلمانان و مفسران به واسطهء معارف جديد علمى است .
ب - مصداق هفت آسمان
علامه در عين حال كه به كشفيات علمى توجه دارد ، به ظاهر آيات نيز شديدا پايبند است و از اين كه مطلبى را بر آيه تحميل كند يا بدون دليل قطعى ، از معناى حقيقى منصرف شده ، معناى مجازى را اختيار كند ، پرهيز دارد . « 2 » از اين رو در مواردى كه مطلبى
هامش
( 1 ) . همان ، ج 17 ، ص 124 .
( 2 ) . همان ، ج 12 ، ص 141 .