تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
ممكن است چهار صورت تعارض پيش آيد : مسلّمات علمى مخالف با نص قطعى قرآن ، مسلّمات علمى مخالف با آيات تأويل‌پذير و فرضيات علمى مخالف با نص قطعى قرآن و فرضيات علمى مخالف با آيات تأويل‌پذير . شيوهء برخورد علامه را در اين موارد مىتوان از سخن ايشان در ضمن تفسير برخى آيات دريافت . وى مىگويد : در اين معنا روايات ديگرى نيز هست . و ممكن است مضمون آنها و نيز مضمون آيات را به فرضيات مسلّم علوم امروزى تطبيق كرد ، فرضياتى كه دربارهء آغاز خلقت و عالم و هيئت آن وجود دارد . چيزى كه هست ، اين است كه از آن جايى كه حقايق قرآنى را نمىتوان با حدس و فرضيات علمى محدود كرد ، متعرض اين تطبيق نشديم . بله ، اگر روزى اين فرضيات آن قدر قطعى و مسلّم شدند كه به صورت برهان علمى درآمدند ، آن وقت ممكن است در مقام تطبيق آنها با آيات قرآن برآمد . « 1 » بنا بر اين ، علامه تصريح مىكند كه اگر آيات ، قابل تأويل و متحمل معانى مختلف باشند ، در جايى كه معتقد است نظريات علمى ، قطعى و مسلّم است ، به تطبيق مىپردازد . نمونهء بسيار روشن اين مورد ، بحث از شهاب‌هاى آسمانى و آسمان‌هاى هفت‌گانه است .

الف - آسمان‌هاى هفت‌گانه و شهاب‌هاى آسمانى

بحث از آسمان و اجرام آسمانى ، يكى از موضوعات علمى است كه در روزگار ما پيشرفت قابل توجهى كرده است و اطلاعات بسيارى دربارهء آن به دست آمده كه تصويرى كاملا متفاوت از برداشت قدما در اين باره را شكل مىدهد . علامه در بحث از آسمان‌هاى هفت‌گانه در قرآن ، از اين يافته‌هاى علمى مدد مىگيرد و تفسيرى متفاوت از تفسير گذشتگان ارائه مىدهد : آرى امروز اين مسئله ، واضح و ضرورى شده كه كرات و اجرام آسمانى ، هر چه و هر جا كه باشند ، موجوداتى مادى و عنصرى جسمانى هستند كه آن چه از احكام و آثار ، كه در عالم زمينى ما جريان دارد ، نظيرش در آنها جريان دارد . و آن نظامى كه در آيات شريفهء قرآن براى آسمان و اهل آسمان ثابت شده . . . هيچ شباهتى به اين نظام عنصرى و محسوس در عالم زمينى ما ندارد ، بلكه به كلى
هامش
( 1 ) . همان ، ج 17 ، ص 373 .