مىكند كه « معناى نور بودن ماه اين است كه زمين ما را به وسيلهء نورى كه از خورشيد مىگيرد ، روشن مىكند . پس خود ماه روشنگر نيست تا سراج ناميده شود . » « 1 »
در تفسير آياتى كه از اختلاف شب و روز سخن مىگويند ، در تبيين علت اين اختلاف به طرح مباحث علمى در اين باره مىپردازد . گاه به اختصار « 2 » و گاه با تفصيل بيشتر « 3 » و در مواردى نيز با ارجاع به كتابهاى علمى ، آن را توضيح مىدهد . « 4 »
علامه در تفسير آيهء
« وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها »
« 5 » مىگويد :
اما از نظر علمى ، تا آن جا كه بحثهاى علمى حكم مىكند ، قضيه درست به عكس است ؛ يعنى خورشيد دور زمين نمىچرخد . . . و نيز اثبات مىكند كه خورشيد با سياراتى كه پيرامون آنند ، به سوى ستارهء « نصر ثابت » حركتى انتقالى دارند . « 6 »
ايشان در مواضعى از تفسير براى تأييد نظر خود به علوم مختلف استناد مىكند و از مسلّمات جامعهشناسى « 7 » و علوم اجتماعى ، « 8 » گياهشناسى ، « 9 » كاوشهاى زمينشناسى ، يافتههاى علوم طبقات الارض ، هيئت ، جغرافيا « 10 » و شگفتىهايى كه دانشمندان حيوانشناس ، پس از مطالعات عميق بدان دست يافتهاند ، « 11 » سخن مىراند .
در تفسير آيهء
« وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ ، وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها . . . »
« 12 » در تأييد قول مختار خود به
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 20 ، ص 32 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 398 ؛ ج 3 ، ص 135 ؛ ج 19 ، ص 147 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 398 و 399 .
( 4 ) . همان ، ص 396 .
( 5 ) . خورشيد تا قرارگاهش سير مىكند . سورهء يس ، آيهء 38 .
( 6 ) . الميزان ، ج 17 ، ص 89 .
( 7 ) . همان ، ج 3 ، ص 146 .
( 8 ) . همان ، ج 1 ، ص 353 .
( 9 ) . همان ، ج 12 ، ص 146 .
( 10 ) . همان ، ج 4 ، ص 141 .
( 11 ) . همان ، ج 7 ، ص 77 .
( 12 ) . اين دو دريا با هم يكسان نيستند . يكى شيرين و گوارا و ديگرى شور و تلخ است و شما از هر دوى آنها گوشت تازه