در قسم اول ، علم و يقينى است كه از استدلالات عقلى يا حس سرچشمه مىگيرد . « 1 »
و آن را چراغى روشن مىخواند :
درست است كه علوم طبيعى چراغى است روشن كه بخشى از مجهولات را از تاريكى در آورده و براى انسان معلوم مىسازد .
اما كارايى آن را نيز تعيين مىكند و از محدوديت علم غفلت نمىورزد :
ولى چراغى است كه براى دفع هر تاريكى سودى نمىبخشد . . . علومى كه از طبيعت بحث مىكند اصلا از مسائل ماوراء الطبيعه و مطالب معنوى و روحى بيگانه بوده و توانايى بررسى اين گونه مقاصدى را كه انسان در فطرت خدادادى خود ، خواستار كشف آنها است ، ندارد . « 2 »
علامه معتقد است كه قرآن به علم دعوت كرده است و از اين نظر ، در بين تمام اديان ممتاز است . « 3 » قرآن در اين دعوت خود ، گاه راه اجمال و گاه تفصيل را پيموده است . « 4 »
بهرهگيرى از يافتههاى علم تجربى در تفسير
علامه طباطبائى در مواردى كه يافتههاى علم با ظاهر آيات قرآن هماهنگ است ، در تبيين مراد و مفهوم آيه ، از مطالب علمى مدد مىگيرد كه از آن جمله ، موارد ذيل را مىتوان ذكر كرد :
در تفسير آيهء
« . . . إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . . »
« 5 » به يافتههاى علمى دربارهء اجرام گوناگون آسمانى اشاره مىكند . « 6 »
در تفسير آيهء
« وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً »
« 7 » در تبيين مفهوم كلمات نور و سراج ، كه در وصف ماه و خورشيد به كار رفته است ، به اين حقيقت علمى اشاره
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 421 .
( 2 ) . محمد حسين طباطبائى ، وحى و قرآن ، ص 88 .
( 3 ) . الميزان ، ج 3 ، ص 59 .
( 4 ) . همان ، ص 57 .
( 5 ) . . . . همانا در آفرينش آسمانها و زمين . . . . سورهء بقره ، آيهء 164 .
( 6 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 396 .
( 7 ) . و در آنها ( آسمانها ) ماه را نورى و خورشيد را چراغى قرار داد . سورهء نوح ، آيهء 16 .