تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
در واقع از اين سخنان مىتوان دريافت كه علامه تفكر منطقى را در تفسير قرآن معتبر مىشمارد . و مهم‌تر از اين ، آن كه در عين حال ، خطاپذيرى آن را نيز انكار نمىكند . پذيرش اين مبنا كه خطاپذيرى ، بىآن كه در خور سرزنش تلقى شود ، از لوازم بشرى بودن است و برائت از هر عيب و نقصان ، تنها مخصوص خداوند است ، حاصل تغيير نگرش انديشمندان به انسان و جايگاه و ارزش او در جهان و در قياس با خداوند بىبديل و كمال على الاطلاق است .

تفسير به رأى

در روايات متعددى به نقل از فريقين ، « 1 » تفسير به رأى ، به شدت محكوم شده است . عده‌اى با معرفى كردن تفسير عقلى ، به عنوان مصداقى براى تفسير به رأى از حصر تفسير قرآن به تفسير مأثور جانبدارى مىكنند . بررسى اين بحث ، مىتواند در تبيين جايگاه عقل در درك وحى مفيد واقع شود . علامه طباطبائى ، اين چنين نتيجه‌گيرى از روايات را در نهى تفسير به رأى ، مبنى بر حصر تفسير در مأثور و پرهيز از تفسير عقلى ، رد كرده ، مىفرمايد : . . . معلوم مىشود كه نهى از مطلق اجتهاد در تفسير قرآن نفرموده تا بالملازمه دلالت بر سخن اخبارىها . . . كند . چگونه كلام اخبارىها را در اين جهت قبول كنيم با اين كه در آيات بسيارى قرآن را به اين كه عربى مبين و روشن است معرفى كرده و به تدبر و تفكر در آن امر فرموده است . و همچنين اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام نيز در روايات بسيارى به مسلمانان دستور داده‌اند كه به قرآن رجوع كنند و صحت و سقم روايات را با عرضه كردن به قرآن شريف تشخيص دهند . « 2 »

جايگاه علم از ديدگاه اسلام

علامه طباطبائى ، علم و يافته‌هاى آن را معتبر مىشمارد : آرا و عقايدى كه انسان پيدا مىكند يا جنبهء فكرى و عقلى دارد و به طور مستقيم مربوط به عمل نيست ؛ مانند مسائل رياضى و علوم طبيعى و مسائل مربوط به ماوراى طبيعت ( عالم مجردات ) . و يا جنبهء علمى دارد . . . واضح است كه مدرك
هامش
( 1 ) . همان ، ج 3 ، ص 75 . ( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 76 .