تفاوتى نمىكند . « 1 »
او در تفسير آيهء
« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ . . .
إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ »
« 2 » مىنويسد كه اين حقيقتى است كه هر كس مىتواند بدون آن كه از دانشى كلاسيك برخوردار باشد آن را دريابد . و اگر چه با پيشرفت علم بشر ، محدودهء قابل مشاهدهء اين حقيقت ، گسترش مىيابد ، اما بر اصل آن ، چيزى افزوده نمىشود . « 3 »
همو در جاى ديگر مىنويسد كه هر تفسير گيتى شناسانه از نظام هستى ، بيش از اين نيست كه كوششى است براى تفسير قانون منظم حاكمى كه خالق اين نظام ، آن را به وجود آورده است . و اين تفسير ، چه درست باشد و چه نباشد و چه اين كه امروز ثابت شود و فردا با فرضيهاى جديد باطل گردد و چه نشود ، وجود واضع اين قانون و تأثير او را در اعمال اين قانون نفى نمىكند . « 4 » او در جاى ديگر نيز همين سخنان را تكرار مىكند و مىگويد : از عظمت و شكوه صحنهء هستى چيزى نمىكاهد كه پيدايش شب و روز را ناشى از حركت زمين به حول محور خودش در برابر خورشيد بدانيم و يا اين كه در نتيجهء حركت آسمانها به دور زمين . در هر صورت ، چه اين فرضيهها صحيح باشد و چه نباشد ، تفاوتى در مواجهه با قوانين دقيقى كه اين امور را استوار و پايدار مىگرداند ، ندارد . و اين قوانين با هر نامى كه نزد محققان خوانده شوند ، نشانههاى حق و قدرت او در آفرينش آسمانها و زمين هستند . « 5 »
4 . با چنين ذهنيتى است كه مفسر فى ظلال القرآن به تفسير آيات علمى قرآن مىپردازد و در موارد بسيارى از كنار اين آيات به اختصار گذشته يا به آوردن توضيحات سادهاى اكتفا مىكند . او در تفسير آيهء
« أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً وَ الْجِبالَ أَوْتاداً »
« 6 » بدون آن كه با علم جديد آن را توضيح دهد ، مىگويد كه اينها حقايق محسوسى هستند كه دركشان به علم زيادى نياز ندارد ، جز آن كه اين حقيقت ، از وسعت و اهميت بيشتر از
هامش
( 1 ) . همان ، ج 4 ، ص 1857 و 1858 .
( 2 ) . و هيچ جنبندهاى در زمين و پرندهاى . . . نيست مگر آن كه همانند شما امتهايى هستند . سورهء انعام ، آيهء 38 .
( 3 ) . فى ظلال القرآن ، ج 2 ، ص 1084 .
( 4 ) . همان ، ج 4 ، ص 2441 .
( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 545 .
( 6 ) . آيا زمين را ( همچون ) گهواره و بسترى و كوهها را ( همچون ) ميخهايى ( براى زمين ) قرار نداديم ؟ سورهء نبأ ، آيهء 6 .