متكلمان و فلاسفه ، كمال را هدف هستى مىداند ، جمال را نيز همپاى آن ، مقصود هستى تلقى مىكند . « 1 » و طبيعت را نه تنها نشانهء قدرت و دقت مىداند ، بلكه گواه آفرينشى زيبا و نيكو نيز مىشمارد . « 2 »
2 : رسيدن به اين شناخت كلى ، نيازمند اطلاعات دقيق و دانش پيشرفته نيست و هر ميزان علم و آگاهى ، هر چند ساده ، اين هدف را محقق مىسازد . بنا بر اين ، آنگاه كه قرآن مىفرمايد :
« وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً »
« 3 » آن را هر انسانى به سادگى و آسانى و بدون نياز به دانش فراوان درمىيابد . و از اين رو است كه قرآن انسانها را در هر محيط و شرايطى ، مخاطب قرار مىدهد تا آن را درك كنند و با توجه و تأمل در آن ، متأثر گردند . « 4 »
همچنين قرآن كه دربارهء ماه مىگويد :
« قَدَّرَهُ مَنازِلَ »
« 5 » حقيقتى را بيان مىكند كه درك آن به علم ستارهشناسى و تخصص در آن نيازى ندارد ؛ چرا كه ماه ، هر شب در محلى و با شكلى خاص پديدار مىگردد و اين را همه مىبينند . « 6 »
همچنين آن جا كه مىفرمايد :
« خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها »
« 7 » مراد از آسمان ، همان است كه بدون هيچ بحث علمى پيچيده و به صرف نگاه كردن ، دريافته مىشود . « 8 » سيد توضيح مىدهد كه اگر كسى اندكى از ماهيت اين هستى و نظام آن را همانگونه كه علم جديد ، بخشهايى از آن را دريافته ، بشناسد ، گيج و متحير خواهد شد ؛ اما جلال و شكوه هستى ، به اين علم نياز ندارد . « 9 »
3 . قرآن در استدلال به طبيعت ، به پيشرفتهاى علوم بىتوجه است ، البته تا آنجا كه اثبات بىقانونى نكند . ( بايد توجه داشت كه اين ، غير از مقام تفسير است ) .
سيد مىگويد :
قرآن اصل است و نظريههاى علمى ، چه با آن هماهنگ باشند و چه نباشند ،
هامش
( 1 ) . همان ، ج 6 ، ص 3633 .
( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 2132 ، 2133 و 2186 ؛ ج 5 ، ص 2983 ؛ ج 6 ، ص 3359 و 3360 .
( 3 ) . و شما را زوجهايى آفريديم . سورهء نبأ ، آيهء 8 .
( 4 ) . فى ظلال القرآن ، ج 6 ، ص 3804 .
( 5 ) . جايگاههايى براى آن ( ماه ) قرار داد . سورهء يونس ، آيهء 5 .
( 6 ) . فى ظلال القرآن ، ج 3 ، ص 1765 .
( 7 ) . آسمانها را آفريد بدون ستونى كه آن را ببينيد . سورهء لقمان ، آيهء 10 .
( 8 ) . فى ظلال القرآن ، ج 5 ، ص 2785 ؛ ج 1 ، ص 152 و 153 ؛ ج 2 ، ص 1084 ؛ ج 5 ، ص 3095 و 3096 .
( 9 ) . همان ، ج 6 ، ص 3633 .