بيان قرآن
چگونه يك سخن مىتواند از چنين شمولى برخوردار باشد و چگونه مىتواند با فهمهايى كه قرون متمادى بين آنها فاصله انداخته يا در يك زمان ، وسعت دانش ، شكافى عميق بين دو نهايت علم ، عالم و جاهل به وجود آورده است ، به يك سان سخن گويد ؟
از نظر سيد قطب عوامل چنين انعطافى در بيان قرآن عبارتند از :
اول آن كه ، قرآن در دعوت خود ، كتابى را در برابر بشر مىگشايد كه خواندن آن به زبان علمى خاص نياز ندارد و آن طبيعت است با مناظر آشنا و محسوس آن .
دوم آن كه ، آن چه را هم كه از استناد به طبيعت ، مورد نظر قرآن است ، نه اطلاعات دقيق و پيچيدهء علمى ، بلكه اين درك كلى است كه نظم ، تقدير و تدبير بر جهان طبيعت و پديدههاى آن حاكم است . او مىگويد كه قرآن حقيقت تدبير و تقدير را با اشاره به برخى مظاهر هستى ، كه بر همگان مكشوف است ، تبيين مىكند . مناظر آشنايى كه شايسته است هر كس در هر جا و هر زمان ، به وسيلهء آنها مورد خطاب قرار گيرد و براى درك آن ، به دانش و آگاهىيى بيش از آن چه يك انسان ، در هر جا كه هست ، از آن برخوردار مىباشد ، نياز ندارد تا در نتيجه ، خطاب قرآن ، انسانها را در هر موقعيتى و در همهء زمانها فراگيرد . « 1 »
اكنون آن چه را به عنوان انعطاف بيان قرآنى آورديم اندكى مشروحتر مىآوريم :
دربارهء بند اوّل يعنى كتابى كه قرآن در برابر بشر مىگشايد و او را به نگريستن بدان دعوت مىكند يعنى طبيعت ديدگاههاى او را مىشود چنين رقم زد :
الف - قرآن به تفكر دربارهء طبيعت دعوت مىكند كه اين هستى ، به خودى خود ، كتابى گشوده است « 2 » و قرآن را ورق مىزند . « 3 » كتابى است كه به هر زبانى خوانده مىشود و با هر وسيلهاى درك مىشود . كوخ نشين در كنار كاخنشين ، و ساكن خيمه همچون ساكن بناهاى رفيع مىتواند آن را مطالعه كند . هر كس به قدر فهم و استعدادش در آن مىنگرد و اگر با شعور و بصيرت در آن انديشه كند به حقيقت آگاه مىگردد و
هامش
( 1 ) . همان ، ج 6 ، ص 3817 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 543 ، 544 و 545 ؛ ج 5 ، ص 2943 ؛ ج 6 ، ص 3360 .
( 3 ) . همان ، ج 5 ، ص 2943 .