تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
سيد قطب تصريح مىكند كه قرآن ، جز در موارد نادر ، متعرض حقايق علمى نشده است . « 1 » اكنون اين پرسش به ذهن مىرسد كه اگر چنين است ، پس چرا قرآن كريم در آيات متعددى از طبيعت و پديده‌هاى آن و قوانين حاكم بر آن سخن مىگويد ؟ سيد قطب چنين پاسخ مىدهد : قرآن به تناسب هدف و مخاطبينش از طبيعت سخن گفته است . از طبيعت سخن گفته تا بر غايت ، حكمت ، هدف و نظم در آفرينش استدلال كند و بگويد كه اين هستى ، به خودى خود ، از يك سو بر وجود آفريننده‌اش دلالت دارد ، و از سوى ديگر بر قانونى كه به ما غايت ، حكمت و قصدى را كه ملازمش است مىشناساند . بنا بر اين ، اين آگاهىها از آن جهت كه جايگاه انسان را در هستى و نسبت به خداوند هستى - سبحانه و تعالى - روشن مىنمايند ، از اهميتى بسيار برخوردارند و از اركان انديشهء اسلامى دربارهء هستى تلقى مىشوند . « 2 »

مخاطبان قرآن

قرآن چه كسانى را مخاطب خود قرار مىدهد و به تناسب درك و شعور آنها ، مطالبش را تقرير مىكند ؟ اين پرسشى است كه پاسخ آن را در تفاسير جستجو كرده‌ايم . اگر چه اين سؤال ناظر به تمامى معارف قرآن است ، اما ما تنها پاسخ آن را در محدودهء آن چه قرآن در طبيعت گفته است ، مىجوييم . سيد قطب از جملهء مفسرانى است كه معتقدند : قرآن به همهء افراد بشر ، در همهء مكان‌ها و زمان‌ها خطاب مىكند : قرآن همهء مردم را در همهء زمان‌ها مخاطب قرار مىدهد . به ساكن بيشه و ساكن صحرا همان گونه خطاب مىكند كه ساكن شهر و پيمايندهء دريا را مىخواند . و مكتب نرفته‌اى را كه حرفى را نخوانده و كلمه‌اى را ننوشته ، همان سان مخاطب مىسازد كه با دانشمند نجوم و علوم طبيعى و علوم نظرى سخن مىگويد . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 1858 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 543 ، 544 و 545 ؛ ج 5 ، ص 2943 . ( 3 ) . همان ، ج 6 ، ص 3633 ؛ ج 2 ، ص 1084 ؛ ج 5 ، ص 3095 و 3096 ؛ ج 6 ، ص 3804 ، 3816 ، 3637 ، 3638 ، 3832 و 3833 .