شك مىكند و مىگويد كه بايد بدانيم كسى كه گمان مىكند كه با تطبيق قرآن بر علم ، به قرآن و عقيده خدمت مىكند و ايمان را استوار مىگرداند ، دچار احساس خود كمبينى و حقارت است . ايمانى كه انتظار سخن علم را بكشد تا آن را تثبيت نمايد ، ايمانى است كه بايد در آن تجديد نظر كرد . « 1 »
اما آيا واقعا چنين است ؟ بايد گفت كه ما مىتوانيم از يافتههاى علمى ، در تفسير قرآن بهره بگيريم ، بدون آن كه هيچ يك از سه مبناى مذكور را داشته باشيم . عمل خود سيد ، كه نمونههايى از آن را شاهد بوديم ، بهترين گواه بر اين امر است .
هدف قرآن
آيا قرآن كتاب علم است ؟ اگر نيست ، كه واقعا هم نيست ، پس با چه هدفى از طبيعت سخن مىگويد ؟
از نظر مفسران فى ظلال القرآن ، قرآن كتاب علم نيست ، همان گونه كه كتاب حكومت و اقتصاد و فقه نيست . « 2 » قرآن كتاب حركت ، زندگى و سازندگى است :
اين دين ، عقيدهاى را ارائه مىدهد كه برانگيزاننده ، شتاب دهنده ، زندگى بخش ، بيدارى آفرين و رفعت بار است . به محض آن كه در قلب و عقل جاى گرفت ، فرد را براى تحقق بخشيدن به اهداف عملىاش به حركت وامىدارد . مرده دلان را بيدار مىسازد تا به جنبش درآيند ، حركت كنند و آگاه گردند . « 2 »
حوزهء فعاليت آن نيز عبارت است از انسان ، انديشه ، اعتقاد ، مشاعر ، تصورات ، سلوك ، اعمال و روابط و وابستگىهايش . « 4 » بنا بر اين ، هدف قرآن بسى بالاتر از معلومات جزئى علم است و پرداختن به آن ، نقشى در برآوردن هدفش ندارد . قرآن حوزهء اين معلومات جزئى نيست و نيامده است تا كتاب نجوم و شيمى و طب و ديگر علوم تجربى باشد . « 5 » قرآن راه زندگى است و نيز بىآن كه وارد جزئيات و تفصيلات علمى محض شود ، عقل را قوام مىبخشد تا در محدودهء آن عمل كند و راه بپيمايد . « 6 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 4 ، ص 1857 و 1858 .
( 2 ) همان ، ج 3 ، ص 1399 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 182 .
( 5 ) . همان ، ص 180 و 181 .
( 6 ) . همان ، ج 4 ، ص 2386 .