تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
نص قرآن نزديك‌تر باشد ، به صحت نزديك‌تر است . « 1 » نهايت اين روند از بىاعتمادى به علم تا حقيقى دانستن يافته‌هاى آن را مىتوان در مطالبى كه ذيل آيهء 49 سورهء الذاريات گفته ، شاهد بود . آن جا كه قرآن مىفرمايد :
« وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ »
« 2 » او سخن خود را با تذكر اين حقيقت آغاز مىكند كه قرآن اين اصل علمى را در چهارده قرن پيش به هنگامى تقرير نمود كه مسئلهء عمومى بودن زوجيت در موجودات زنده ، ناشناخته بود ، چه رسد به اين كه آن را در همه چيز جارى بدانند . او در ادامه ، به استناد اين واقعيت تاريخى ، نتيجه‌اى مىگيرد كه بسيار مهم است . بدين سان اين نص ما را وامىدارد تا بپذيريم كه مباحث علمى جديد ، در راه رسيدن به حقيقت ، قدم برمىدارند . و گويا اين آيه مىخواهد بگويد كه ساختمان هستى به اتم باز مىگردد و اتم خود از دو عامل با بار الكتريكى مثبت و منفى تشكيل شده است . بنا بر اين در پرتو اين نص عجيب مىتوان دريافت كه مباحث علمى ، طريق صواب را مىپيمايند . « 3 » اين سخنان او از تحوّلى عظيم در نگرش او به علم حكايت مىكنند و راهى بس طولانى را ، كه از بىاعتمادى به يافته‌هاى علمى ، حتى حقايق آن ، تا درست دانستن آنها ، حتى نظريه‌هايش ، پيموده است مىنماياند . البته بايد توجه داشت كه حكم قرار دادن قرآن در تعيين اعتبار نظريه‌هاى علمى ، درست نيست ، به ويژه آن كه خود او نيز تصريح مىكند كه قرآن محل بحث از حقايق تجربى نيست ، پرداختن به آن را به عقل بشر واگذارده تا با آزادى كامل در آن غور كند و هر نتيجه‌اى را كه آزمايش‌ها به آن دست يابند ، بپذيرد . « 4 » مطلب ديگرى كه در سخنان سيد دربارهء علم بايد به آن توجه شود ، اين است كه او مطالب علمى را به دو دسته تقسيم مىكند و هر دو دسته را غير نهايى و غير قطعى مىخواند و در مقابل ، همهء مطالب قرآنى را قطعى و يقينى معرفى مىكند . شك نيست كه قرآن از سوى خداوند نازل شده و همهء آن چه تقرير كرده ، حق است . اما اين مقام قرآن است نه مقام تفسير . علاوه بر اين ، تمامى آيات قرآن در دلالت بر مدلول خود ، در يك
هامش
( 1 ) . فى ظلال القرآن ، ج 5 ، ص 3110 - 3114 . ( 2 ) . و از هر چيزى دو جفتى آفريديم . سورهء ذاريات ، آيهء 49 . ( 3 ) . فى ظلال القرآن ، ج 6 ، ص 3385 و 3386 . ( 4 ) . همان ، ج 4 ، ص 1858 .