تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
به خطا مىروند ، اما در اين مقام چاره‌اى نمىبيند جز آن كه اين آيات را با توجه به نظريهء كروى بودن زمين تفسير كند . در اين جا عبارت آيه ، شكل زمين را ترسيم مىكند ، وضعيتش را مشخص مىكند ، چگونگى ماهيت ، حركت ، كروى بودن و نيز دوران آن را بيان مىنمايد . و اين همه مىنماياند كه اين تفسير از هر تفسير ديگرى از اين آيه ، كه بر اساس نظريه‌اى مخالف با نظريهء كرويت زمين باشد ، دقيق‌تر است . « 1 » او كه در مقام تفسير قرآن به يافته‌هاى علمى تا آن اندازه بىاعتماد است كه كروى بودن زمين را فرضيه مىنامد و او كه حتى در صورت هماهنگى ظاهر آيه با نظريه ، « 2 » از تطبيق نهى مىكند ، در تفسير اين آيه نمىتواند از كنار اين هماهنگى بين آيهء قرآن و علم بىتفاوت بگذرد و از انطباق اجتناب كند . او در تفسير آيهء
« وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ »
« 3 » نظريات علمى را تنها يك احتمال در تفسير اين آيه دانسته و مىنويسد كه با توجه به روش خود ، مبنى بر موكول نكردن تفسير حقايق ثابت قرآنى به نظريه‌هاى علمى قابل تعديل و دگرگونى ، بر اين اشاره چيزى نمىافزايد و به صرف اثبات حقيقت از سوى قرآن اكتفا مىكند . « 4 » نظريه‌هاى علمىيى كه سيد در تفسير آيهء 24 تا 26 سورهء عبس « 5 » مطرح مىكند بيش از يك احتمال هستند و اگر چه تطبيق كامل نمىدهد ، اما اين احتمالات را مىپسندد . « 6 » همو در تفسير آيهء نهم و دهم سورهء فصلت ، « 7 » پس از تكرار سخنانش دربارهء غير قطعى بودن نظريه‌هاى علمى ، بيانى دارد كه از دگرگونى در نگرش او حكايت مىكند . او مىنويسد كه قرآن را بر نظريه‌هاى علمى حمل نمىكند ، بلكه درمىيابد كه هنگامى كه بين نص قرآنى و نظريهء علمى ، نزديكى وجود دارد ، چه بسا آن نظريهء علمى صحيح باشد و در نتيجه ، شايستهء آن باشد كه عبارت قرآن را بدون هيچ تكلّف و تحميلى ، تفسير نمايد . و سرانجام چنين استنباط مىكند كه وقتى نظريه‌اى به مدلول
هامش
( 1 ) . فى ظلال القرآن ، ج 5 ، ص 3038 . ( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 1857 و 1858 . ( 3 ) . و خداوند هر جنبنده‌اى را از آب آفريد . سورهء نور ، آيهء 45 . ( 4 ) . فى ظلال القرآن ، ج 4 ، ص 2523 . ( 5 ) .فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ . أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا . ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا. پس انسان بايد به طعام خود بنگرد . همانا ما آب را ريختيم ، ريختنى . آن‌گاه زمين را شكافتيم ، شكافتنى ( سخت ) . ( 6 ) . فى ظلال القرآن ، ج 6 ، ص 3832 و 3833 . ( 7 ) .وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها . . .ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ . . . .