نظريههاى متغير جديد و يا حتى حقايق علمىيى كه مطلق نيستند ، از نظر روش شناختى اشتباه است ، « 1 » حتى اگر ظاهر نص با نظريهء علمى سازگار و منطبق باشد . « 2 » در واقع از نظر او كلا تعليق و تعيين آيات قرآن توسط علم ، نادرست است ، حال مطلب علمى هر چه كه مىخواهد باشد و لفظ قرآنى نيز در هر حدى از ظهور و ابهام و اجمال قرار گرفته باشد . اين سخنى است كه پذيرفتن آن با اين كليت ، جاى بحث و ترديد دارد .
خود سيد نيز در تفسير آيات به آن پايبند نبوده است . در صفحهء 142 ، 143 و 144 شاهد بوديم كه او چگونه از علوم در تفسير آيات بهره گرفته است . اگر بتوان مصاديقى را كه براى بيان كلى قرآن در قالب
« إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
و
« الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى »
آورده است ، يا آن جا كه چند احتمال را براى معناى كلمه « سماء » يا « بروج » و يا موارد ديگر مىآورد ، از جملهء نمونههاى توسعهء مدلول آيه با بهرهگيرى از حقايق و فرضيات علمى بدانيم ، بىشك آن چه در فوايد آب شور مىآورد ، و مواردى كه به علم وراثت و جنين شناسى و ستارهشناسى اشاره مىكند ، ديگر توسعهء مدلول دانسته نمىشوند .
او از اين نيز فراتر رفته و تعبير قرآن در توصيف پديدههاى طبيعى را دقيق خوانده است . آن جا كه قرآن از خورشيد با عبارت « سراج وهاج » نام مىبرد ، مىگويد :
در چراغ ، شعله و حرارت و نور وجود دارد . و اينها همه ، امورى هستند كه خورشيد آنها را فراهم مىكند . بنا بر اين به كار بردن كلمهء « سراج » بسيار دقيق و به جا بوده است . « 3 »
او بيان قرآن را از شب و روز ، در آيهء
« وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ »
« فريد » مىخواند و مىگويد : اين تعبيرى است كه حقيقت وجودى آن را با دقيقترين تصوير ترسيم مىكند . « 4 » او در تفسير آيهء
« هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا »
« 5 » توضيح مىدهد كه اينها مفاهيم مجملى هستند كه با يافتههايى كه علم تا به امروز بدان دست يازيده ، تفصيل داده مىشوند . و اين تفصيل به ادراك نص قرآنى وسعت مىبخشد . « 6 »
هامش
( 1 ) . فى ظلال القرآن ، ج 1 ، ص 182 .
( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 1857 و 1858 .
( 3 ) . همان ، ج 6 ، ص 3816 .
( 4 ) . همان ، ج 5 ، ص 2968 ؛ نيز ر . ك : ج 5 ، ص 2983 . سورهء يس ، آيهء 37 .
( 5 ) . او است كه زمين را براى شما رام ( و تسليم ) قرار داد . سورهء ملك ، آيهء 61 .
( 6 ) . فى ظلال القرآن ، ج 6 ، ص 3637 و 3638 .