سيد قطب در تفسير آيات 26 به بعد سورهء حجر ، اين مورد را نيز از جملهء امور غيبى مىشمارد و از كيفيت آن ابراز بىاطلاعى كرده ، هيچ راهى براى تعيين آن ، متصور نمىداند . « 1 » اما در مورد اين آفرينش ، از آيات قرآن ، اين نكات را استنباط مىكند :
اول اين كه اصل انسان و اصل حيات ، از خاك اين زمين و عناصر اصلى آن است كه در بدن انسان و تركيب بدن تمام موجودات زنده وجود دارد . « 2 »
دوم اين كه بين گل و انسان مراحلى وجود دارد كه با كلمهء « سلاله » به آن اشاره شده است ، اما در توضيح آن ، مطلب بيشترى در نصوص وجود ندارد . « 3 »
سوم اين كه از مجموع نصوص قرآنى ، دربارهء خلقت آدم و به وجود آمدن جنس بشر ، اين قول را مىتوان برگزيد كه اعطاى خصايص انسانى به اين آفريده ، با خلقت آن همزمان بوده و بعدا اين روح در او داخل شده ، به انسان مبدل گشته است . « 4 »
از ديدگاه سيد قطب ، نقطهء تلاقى نظريات علمى و آيات قرآن ، نه در مطلب اول و نه دوم ، بلكه تنها در مطلب سوم است ؛ بدين معنا كه برخى نظريات علمى ، همزمانى خلقت انسان و برخوردار شدن او را از خصايص و روح انسانى انكار مىكنند . او در برابر اين مسئله ، نظريات علمى را از اثبات مطلبى خلاف قرآن ، يعنى اثبات پيوستگى مستقيم بين هر نوع با نوع قبلى خود ، در نظريهء تطور انواع و يا از نفى آفرينش مستقل هر نوع ، قاصر مىداند . « 4 » او نظريهء « تطور انواع » داروين را فرضيهاى غير يقينى و صرفا ظنى معرفى مىكند و مانعى از ظهور فرضيههاى ديگرى ، كه آن را تغيير دهند يا تعديل كنند ، نمىبيند . « 6 »
اما به رغم اين سخنان ، در تفسير آيهء
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ »
« 7 » تنها به دو مطلب اول ، يعنى خلقت انسان از خاك و وجود مراحلى بين گل و انسان ، اشاره مىكند و مىگويد : قرآن متعرض توضيح تفصيلى اين مراحل نشده است ؛ چرا كه در برآوردن هدفهاى بزرگ اين كتاب الهى نقشى ندارند . ليكن نظريات علمى در كوشش
هامش
( 1 ) . همان ، ج 4 ، ص 2138 و 2140 .
( 2 ) . همان ، ص 2138 .
( 3 ) . همان ، ص 2138 ، 2457 و 2458 .
( 4 ) همان ، ص 2138 و 2143 .
( 6 ) . همان ، ج 3 ، ص 1264 و 1265 .
( 7 ) . و همانا انسان را از چكيدهاى از گل آفريديم . سورهء مؤمنون ، آيهء 12 .