براى معنا كردن آن در حد همان ظاهر آيه توقف كرده ، فراتر نرفت . « 1 »
سيد قطب در تفسير آيهء
« أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما »
« 2 » به نظريات علمى توجه بيشترى مىكند و مطلبى را كه اين آيه به آن اشاره دارد ، مسألهاى در خور تأمل معرفى مىكند كه با پيشرفت نظريههاى گيتى شناسى در تلاش براى تفسير ظواهر هستى ، اين حقيقت كه قرآن حدود 1300 سال پيش آن را بيان نموده است ، بيشتر محور عنايت قرار مىگيرد . او سپس به توضيح نظريات گيتى شناسى دربارهء اين موضوع مىپردازد و البته از ياد نمىبرد كه غير يقينى بودن آن و تفاوت بين نظريه و حقيقت علمى را تذكر دهد .
آنگاه حكم نهايى را اعلام مىكند كه ما به اين حقيقت ، به صرف ورودش در قرآن ، يقين داريم اگر چه از كيفيت آن بىاطلاع باشيم . او با اين كه مىگويد : مراد آيه را نمىتوان به يقين دريافت ، اما آن را محكى براى فرضيهها و تئورىهاى علمى قرار مىدهد و مىگويد :
ما آن نظريههاى گيتىشناسى را مىپذيريم كه با اين حقيقت اجمالى ، كه قرآن بيان مىنمايد ، تعارض نداشته باشد . او تكرار مىكند كه ما براى قرآن از نظريههاى بشرى ، گواه نمىجوييم . خلاصه آن كه مىگوييم : نظريهء گيتىشناسى ، كه امروز مطرح است ، با مفهوم اجمالى نص قرآن كه نسلها بر آن مقدم مىباشد ، تعارض ندارد . « 3 »
همو در تفسير آيهء
« ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ »
« 4 » نيز اين آيهء شريفه را محكى براى ارزيابى نظريههاى علمى قرار مىدهد و دربارهء آنها مىگويد : چه بسا اين سخنان درست باشند ؛ چرا كه از همهء نظريات ، به مدلول حقيقت قرآنى نزديكترند . « 5 »
ب - شهابهاى آسمانى و راندن شياطين
شهابها و رجم شياطين موضوع ديگرى است كه برخى مفسران كوشيدهاند تا به تفسير آن با توجه به معارف بشرى بپردازند . قرآن در آيات 10 سورهء صافات ، 12 سورهء فصلت ، 17 و 18 سورهء حجر و 8 و 9 سورهء جن ، اين موضوع را مطرح كرده است .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 3 ، ص 1762 .
( 2 ) . همانا آسمانها و زمين به هم بسته ( و پيچيده ) بودند ، پس ما آنها را از هم باز كرديم ( و گشوديم ) . سورهء انبياء ، آيهء 30 .
( 3 ) . فى ظلال القرآن ، ج 4 ، ص 2375 ، 2458 و 2459 .
( 4 ) . آنگاه به آسمان مستولى شد در حالى كه دود ( و گاز غليظ ) مىبود . سورهء فصلت ، آيهء 9 .
( 5 ) . فى ظلال القرآن ، ج 5 ، ص 3114 .