افراط انديشمندان معاصرش در باور به توانايى عقل است كه تأكيد المنار بر بزرگ كردن عقل ، انعكاس افراط صاحب نظران عصر او در خوار شمردن عقل و حاكم كردن تقليد و خرافهپرستى است . نگرانى او را مىتوان از كلامش دريافت ، آن جا كه مىگويد :
شايسته است با درنگى كوتاه ميدان ادراك بشرى را در اين موضوع ( سورهء نساء ، آيهء 82 ) بلكه تمامى دين روشن كنيم . اين كرامت بخشى به عقل انسانى نبايد هرگز راهى باشد براى اين كه انسان در خود به غرور بنگرد و از حد مطمئن تجاوز كند و در وادىهاى ديگر بىدليل ره سپارد . برخى به اين گونه توجيهات در قرآن كريم ، كه ناپسند است و محدودهء درك آن نيز روشن نيست ، گرايش پيدا كردهاند و بدين سان به ادراك بشر ، قدرت داورى تمامى را در شناخت دين بخشيدهاند و مآلا آن را در برابر شرع ، بلكه مسيطر و مسلط بر آن نهادهاند ! « 1 » براى رفع مشكلات اقتصادى و اجتماعى جامعه اسلامى ، حركتى از زمان عبد ه آغاز شد كه اجتهاد و كنار گذاشتن تقليد را در فروع ، امرى ضرورى مىدانست و اولين گامها را براى تطبيق احكام اسلام با عقل و علم و مقتضيات و مصالح جامعه برداشت . اين حركت به علت بىضابطه بودن و نداشتن مبانى نظرى محكم و استوار ، به انحرافات و سوء برداشتهايى دچار شد ؛ از جمله ، در مسئلهء ربا و تعدد زوجات . تأكيدى كه سيد قطب بر توقف عقل در برابر احكام شرعى مىكند ، موضعى در برابر اين جريان است .
او خود به يكى از اين موارد قضاوت نابهجا در مسئلهء حرمت گوشت خوك اشاره مىكند و مىگويد : امروزه عدهاى دربارهء حرمت گوشت خوك مجادله مىكنند . صرف نظر از اين كه كلا خوك از طبع پاكيزه و سالم به دور است ، آنها به اين حقيقت نيز توجه نمىكنند كه علم بشر ، تنها مدت زمان اندكى است كه به وجود كرم بسيار خطرناكى در گوشت و خون و اعضاى درونى خوك واقف گرديده ، در حالى كه خداوند از مدتها پيش ، خوردن آن را حرام كرده است . آنها بىتوجه به اين واقعيتها به پيشرفت تجهيزات پخت و پز و بريان كردن استناد مىكنند كه با ايجاد حرارت زياد موجب از بين رفتن اين كرمها و در نتيجه ، از بين رفتن ضرر گوشت خوك مىشود .
سيد به اين تعليل كوته انگارانه اعتراض مىكند و مىگويد : اين گروه فراموش كردهاند كه علم آنها به قرون متمادى نياز داشت تا آفتى را كشف كند . پس چه كسى
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 722 و 723 ؛ نيز ر . ك : ج 2 ، ص 1097 .