مىتواند يقين داشته باشد كه آفات ديگرى در گوشت خوك وجود ندارد كه در آينده كشف شوند ؟ آيا شريعتى كه دهها قرن از اين علم بشرى پيشى گرفته ، سزاوار آن نيست كه مورد اعتماد قرار گيرد و سخن آخر در داورى ، به آن واگذار شود و آن چه را حرام نموده ، حرام دانسته شود و آن چه را حلال كرده ، حلال شمرده شود ؟ چرا كه حكم آن از جانب حكيمى آگاه صادر شده است . « 1 »
او در جاى ديگر به غلط بودن اين باور ، كه عقل و وحى هم سنگ هستند ، اشاره مىكند و مىنويسد : كسانى كه به استناد اين كه عقل و وحى ، هر دو ساختهء خداوند هستند و در نتيجه ، بايد با هم مطابقت داشته باشند ، عقل بشرى را در تشخيص درست از نادرست هم رديف وحى مىپندارند ، اين سخن را از برخى فلاسفه ، كه خود بشر هستند ، گرفتهاند و الا خداوند سبحان چنين چيزى را نفرموده است . او در ادامه مىافزايد : كسانى كه گمان مىبرند فلسفه ، عقل را از دين بىنياز مىسازد يا اين كه علم - كه از دستاوردهاى عقل است - بشر را از هدايت خداوند مستغنى مىكند ، سخنى بىپايه و دور از واقعيت مىگويند . واقعيت نشان داده است كه بشرى كه زندگىاش را بر مبناى مكاتب فلسفى يا علم سازماندهى كرده باشد ، تيره بخت است و بدترين زندگى را دارد ، هر چند كه همه چيز فراهم باشد ، توليدات فزونى يافته و وسايل زندگى در دسترس باشد و رفاه در گستردهترين مفهومش ، تحقق يافته باشد . « 2 »
جايگاه علم از ديدگاه اسلام
در نظر مفسر فى ظلال القرآن ، طبيعت ، كتابى را گشوده است كه قرآن قلبها و ديدگان را بارها و بارها به سوى اين كتاب گشوده هدايت مىكند . « 3 » قرآن با توجه دادن قلب به ياد و عبادت خداوند در ابتدا ، و سپس تفكر در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز ، بين اين دو همگونى برقرار مىكند و تفكر را همانند عبادت به شمار مىآورد و آن را نمودى از ذكر تلقى مىكند « 3 » و كسانى را هم كه به مطالعه در آن مىپردازند ، همانانى مىداند كه خشيت خدا را در دل دارند . « 5 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 156 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 1098 .
( 3 ) همان ، ج 1 ، ص 544 و 545 .
( 5 ) . سورهء فاطر ، آيهء 28 ؛ ر . ك : ج 5 ، ص 2943 .