هيدروژن چيزى شنيدهاى ؟ آيا شنيدهاى كه زمانى با اكسيژن هوا و زمانى با نيتروژن آن متحد مىشود ؟ او به توضيح و تفصيل اين مطلب مىپردازد تا بدان جا كه مىگويد :
وقتى هيدروژن در هوا آتش مىگيرد و دوستش اكسيژن را مىبيند ، در دم به سوى آن روان مىشود و در آغوشش مىگيرد . پس او عاشق اكسيژن است و عشقش به نيتروژن كامل نيست . او به استناد اين مباحث شيمى ، كه روابط حاكم بر آن را با روابط حاكم در عالم انسانى يكى دانسته ، نتيجه مىگيرد كه اتحاد ، دو نوع است : يكى اتحاد جسمانى و ديگرى روحى . اتحاد روحى يا معنوى نيز بر دو قسم است : يكى اتحاد طبيعى و ديگرى ساختگى . و در ادامه به تطبيق اين موارد با عالم انسانى مىپردازد . « 1 »
طنطاوى علاقهء بسيارى به اين شبيه سازى دارد . در يك جا مىگويد : حيوانات دو نوع هستند . و آن اقسام را بيان مىكند . سپس مىگويد : انسان هم دو نوع است . و به مطابقت آنها با هم مىپردازد . « 2 » در جاى ديگر 23 فعاليت در بدن انسان را با 23 حرفه در شهر تطبيق مىدهد . « 3 »
او از « خليفهء خدا بودن » انسان اين گونه استفاده مىكند كه همان موقعيتى كه خداوند در رابطهء با جهان دارد ، انسان هم ، كه خليفهء او است ، همان موقعيت را در رابطه با بدنش دارد . شناختن انسان ، كه خليفهء خدا است ، به ما كمك مىكند تا بتوانيم پارهاى از ويژگىهاى خداوند را و نيز تدبير او و فرشتگانش را تصور كنيم . سپس اين گونه به توضيح و بيان وجوه اين شباهت مىپردازد . نفس يكى است و بر جسم اشراف دارد ؛ همين طور خدا نيز يكى است و بر عالم اشراف دارد . نفس داراى طبقات خشكى و آبى است ، براى خدا نيز زمين و آب و هوا و خورشيد و ستاره وجود دارد . « 4 »
ب - علم گرايى
خصوصيت ديگرى كه تفسير جواهر را از ديگر تفسيرها متمايز مىسازد اين است كه او نه تنها در تفسير آياتى از قرآن ، كه دربارهء عالم طبيعت سخن مىگويند ، از علم طبيعى استفاده مىكند ، بلكه در تفسير آيات ديگر نيز از علم كمك مىگيرد و يا مورد آن
هامش
( 1 ) . همان ، ج 17 ، ص 34 و 35 .
( 2 ) . همان ، ج 8 ، ص 145 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 54 و 55 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 55 ؛ نيز ر . ك : ج 1 ، ص 143 ؛ ج 2 ، ص 56 ؛ ج 3 ، ص 6 ، 7 و 72 ؛ ج 8 ، ص 25 .