فيل دعوت مىنمود . « 1 »
د - شيوهاى كه قرآن كريم در بيان برخى مطالب در پيش مىگيرد ، به گونهاى است كه ايجاد شك كند تا بدين وسيله ، مخاطبان خود را به تعقل و تدبر وادارد . در واقع از نظر او قرآن نه تنها به تفكر دعوت كرده است ، بلكه زمينهء آن را نيز فراهم آورده است .
او در بحثى كه دربارهء معنا و مراد از « ايام » در كلام خداوند دارد ، به كار رفتن آن را در قرآن براى گشودن درهاى عقل به روى بحث مىداند . و اين را از اهداف اديان برمىشمارد كه ترديد بيافرينند ؛ چون ترديد ، منشأ تحقيق ، و تحقيق به وجود آورندهء حكمت و فلسفه است كه به ظهور نوابغ در بين ملت مىانجامد . « 2 » او يكى از علل وجود متشابهات را در قرآن همين زمينهسازى براى رشد عقل و انديشه دانسته است . « 3 »
هم او در بحثى كه دربارهء آسمانهاى هفتگانه دارد ، سؤالى را از زبان دوستش مطرح كرده كه مىپرسد : چرا خداوند از هفت آسمان نام مىبرد ، در حالى كه بشر ، تنها يكى را مىبيند . آنگاه پاسخ مىدهد : اگر خداوند از يك آسمان نام مىبرد ، عقل مسلمانان در حد همان يكى باقى مىماند و به تحقيق دربارهء غير آن نمىپرداخت ، اما آنان با شنيدن اين تعبير ، براى درك آن ، مطالعهء فلسفهء يونان را شروع كردند . سپس ادامه مىدهد كه تعبير به هفت ، آزمايشى از سوى خداوند است كه عقل پژوهندگان را متبحر ساخته است . « 4 » در موارد ديگرى نيز او از آيات و معارفى از قرآن با عبارت « فتح باب » تعبير كرده است « 5 » و حتى داستان گاو در سورهء بقره را فتح باب علم احضار ارواح ناميده است . « 6 »
آيا مىتوان از سخن او چنين برداشت كرد كه مراد او از به كار بردن اين تعبير اين است كه قرآن سخن اول را در همهء علوم زده و زمينهساز ظهور و باليدن آن علوم بوده است ؟
و يا اين كه مراد او از عبارت « فتح باب » اين است كه قرآن در اين مورد ، علوم مذكور را به رسميت شناخته و براى آنها اعتبار و اهميتى قائل شده است ؟ هيچ پاسخى
هامش
( 1 ) . همان ، ج 23 ، ص 175 .
( 2 ) . همان ، ج 6 ، ص 5 . شايد اين سخنان او دربارهء اهميت شك ، برخاسته از باور او به بحث شك دكارت است .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 43 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 50 و 51 .
( 5 ) . همان ، ج 4 ، ص 54 ؛ ج 17 ؛ ج 23 ، ص 175 .
( 6 ) . همان ، ج 1 ، ص 88 .