تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
مشخص مىكند ، در پى آن ، همانطور كه سنت قرآن است ، براى تبيين مثالى مىزند و آن دو را به دو دريا تشبيه مىكند . « 1 » اما آن چه روش تفسيرى او را از روش ديگر مفسران متمايز مىسازد ، اين است كه به اين حد بسنده نكرده ، گامى فراتر گذارده و آن روابط و نظامى را كه قرآن يا علم ، در عالم طبيعت جارى دانسته ، در عالم انسانى نيز حاكم مىكند و آن چه را ناظر بر بخشى از فعاليت‌هاى انسانى است ، به ديگر حوزه‌ها تعميم مىدهد . او معتقد است كه در طبيعت ، همان چيزى كه در وحى وجود دارد ، هست ؛ زيرا وحى كلام خدا و طبيعت فعل خداوند است ؛ و كلام و فعل ، از يك منشأ واحد هستند . بر همين اساس نيز نتيجه مىگيرد كه پس اگر در وحى خداوند ، محكم و متشابه وجود دارد ، در طبيعت نيز بايد چنين باشد . « 2 » او همين مطلب را مبنا قرار داده و به شبيه سازى در موارد مختلف مىپردازد : طنطاوى در بحث از حكمت ناسخ و منسوخ ( بقره - 106 ) ، نسخ را شامل پديده‌هاى طبيعى و اعمال انسان مىداند و مراد آيه را چنين بيان مىكند كه گويا مىفرمايد : اى بندگانم ! من با كلمات درشت در آفاق آسمان‌ها و اقطار زمين ، در روز و شب ، در كشتزارها و دشت‌ها نوشته‌ام كه هر يك ، ديگرى را نسخ مىكند و در جاى آن قرار مىگيرد . وى همين امر را در عالم انسانى و در اعمال انسان‌ها نيز جارى مىبيند كه اعمال گذشتگان منسوخ مىگردد و جاى آن را اعمالى مترقىتر مىگيرد . او اين مسئله را نويد بخش آينده‌اى روشن براى مسلمانان تلقى مىكند . اگر امروز اروپا و آمريكا در زراعت و صنعت و بازرگانى موفقيت‌هاى چشمگيرى دارند ، به حكم اين قاعده ، به مرور ايام ، لاجرم مسلمانان علم آنها را فراگرفته ، جاى آنها را مىگيرند . « 3 » از همه عجيب‌تر اين كه مىگويد : امروزه علم شيمى توانسته است انواع حب و دوستى را مشخص كرده ، شرح دهد و عبارت « السلام عليك ايها النبى و رحمة اللّه و بركاته . السلام علينا و على عباد اللّه الصالحين » را تفسير كند . سپس ادامه مىدهد كه اگر بپرسى چه رابطه‌اى بين دين اسلام و علم شيمى وجود دارد ، پاسخ مىگويم كه آيا دربارهء
هامش
( 1 ) . همان ، ج 17 ، ص 21 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 51 ؛ ج 2 ، ص 41 - 50 . ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 110 - 112 .